
رکاب زدن، از شرق تا غرب آفریقا
دوچرخه ماشین نیست. نیروی محرکهاش از خود دوچرخهسوار میآید. حفاظ کابین یک ماشین را هم ندارد. یک فرد دوچرخهسوار خواه ناخواه با آدمهای دور و برش بدون هیچ مرز و هیچ پوششی وارد دیالوگ میشود. کاری که عباس رزاقی آن را در یک سفر طولانی انجام داده است: دیدن آدمهایی از نوع دیگر و تجربهی همصحبتی با آنان و روایت این برخوردها در یک کتاب. کتابی که علیرغم سادگی و بعضی کمبودها خیلی پرانرژی و حالخوبکن است.