سایت معرفی و نقد کتاب وینش

روز: 11 دی 1399

صدای ترد کوبیده شدن برف زیر پا

ج را نویسنده از غزلی از حافظ به عاریت گرفته است: «درخم زلف تو آن خال سیه دانی چیست / نقطه دوده که در حلقه جیم افتادست». «ج» داستان دست راستی‌ها یعنی پدر و پسر و دست چپی‌ها یعنی دختر و مادر است. برف نقشی اساسی در داستان بازی می‌کند. داستانی خانوادگی که از ایستگاهی برف زده شروع و به خانه‌ای با سگ سیاه ختم می‌شود. اما شخصیت‌ها در ذهن مخاطب شکل نمی‌گیرند و تنها عکسی زیبا از بارش برف در ذهن می‌ماند. زیباترین جای کتاب همان عکس روی جلد است، به آن بیشتر نگاه کنید.

یک عاشقانه‌ی تاریخی

آناهید ملکه‌ی سایه‌ها بر خلاف خیلی از رمان‌های دیگر داستان فقط روی یک شخصیت و یک موقعیت تمرکز نمی‌کند؛ بلکه درآن واحد شما را به سیر و سفری در ایران باستان و تمدن‌های همسایه می‌برد و در هر فصل با یک شخصیت جدید آشنا می‌کند و در عین حال قصه حول محور شاپور و آناهید می‌چرخد. جالب این است وقتی داستان تمام می‌شود یک عالمه سوال در ذهنتان نقش می‌بندد.

شکسته نویسی

شکسته‌نویسی و سوءتفاهم‌های موافقان و مخالفان

ابوالحسن نجفی در مصاحبه‌ای گفته بود: «هرگز نمی‌توانیم با شکستن کلمات فارسی نوشتار، به فارسی گفتار برسیم.» نجفی از مخالفان شکسته‌نویسی بود. در آن‌همه داستان کوتاه و رمان و نمایشنامه که  ترجمه کرده و همه‌شان‌ هم پُر است از دیالوگ، و خیلی‌ها هم قبول دارند کارش از نمونه‌‌های اعلای ترجمه است، حتی یک کلمه‌ی شکسته هم پیدا نمی‌کنید.
برخی از نویسندگان و مترجمانی که می‌توانند ویژگی‌های نحوی و واژگانی فارسی گفتاری را به‌خوبی بازآفرینی کنند، ولی با شکسته‌نویسی موافق نیستند یا دست‌کم لزومی به آن نمی‌بینند، چنین استدلال می‌کنند که ویژگی‌های آواییِ گفتار را، برخلاف آن دو سطح دیگر، حتی با شکاندن واژه‌ها نمی‌شود تمام‌وکمال منتقل کرد، پس بهتر است از خیر این گزارش نصفه‌ونیمه‌ی سطح آواییِ گفتار هم بگذریم.