سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

روز: 30 فروردین 1399

انگرا آنجا نیستم قربانی

قربانی فراموش نمی‌کند

 انگار آنجا نیستم، داستان جنگ است. رمانی که از بیمارستان کارولینسکای سوئد آغاز می‌شود و به زندگی زنی می‌پردازد که بر سر دوراهی تلخی مانده است. او بر سر در آغوش گرفتن نوزادی با روح خود در جدال است. نوزادی که به دنیا آمده تا فقط زنان بوسنیایی کودکان صربی را به دنیا آورده باشند. همیشه جنایتکارانی هستند که می‌خواهند همه‌چیز را فراموش و تمام نقاطِ شروع را پاک کنند. قربانیانی باید باشند که این اجازه را به آن‌ها ندهند و این رمان از زبان یکی از این قربانی‌ها روایت می‌شود.

نگاهی به ابعاد گوناگون خشونت برخوردهایی از جنس واقعیت و خیال

برخوردهایی از جنس واقعیت و خیال

برخوردها همانطور که از نامش پیداست چندین برخورد با دیدن سفینه‌ی فضایی را روایت می‌کند اما فقط به این نقطه ختم نمی‌شود. برخورد انسان‌ها با یکدیگر، برخورد با بخش آزاردهنده‌ی شخصیت دیگران و برخورد با انواع مشکلاتی که در زندگی به خصوص در دوره‌ی نوجوانی پیش می‌آید از بخش‌های این رمان است. نویسنده سعی کرده تا انواع مسائل مانند هویت‌یابی نوجوانان، بلوغ و نیاز به حس مستقل بودن را در زندگی شخصیت‌های این رمان مطرح کند.