روز: 1 مهر 1398

نمادهای دشت مشوش

اسماعیل فصیح و روایتی متفاوت از جنگ

آن‌چه که نمادهای دشت مشوش را در جایگاه متمایزی در ادبیات جنگ می‌نشاند این است که اساساً صحنه‌ی نبردی در قصه‌ها وجود ندارد و شخصیت‌ها هیچکدام رزمنده به مفهوم کسی که در میدان نبرد اسلحه به‌دست می‌گیرد و می‌جنگد، نیستند. جنگ مثل شبحی فراگیر در همه‌ی  صحنه‌ها وجود دارد.
کتاب فصیح به‌طرز عجیبی در میان کتاب‌های ادبیات داستانی جنگ و دفاع مقدس نادیده گرفته شده است. کمتر از آن صحبت شده و بسیاری از مخاطبان حرفه‌ای ادبیات و ادبیات دفاع مقدس هم یا اسمی از آن نشنیده‌اند و یا آن را نخوانده‌اند. موضوعی که ریشه در فاصله‌ی فصیح با چیزی به نام ادبیات [رسمی] جنگ دارد.

ایزاک سینگر خانواده موسکات

آقای موسکات… خبرهایی در راه است!

ایزاک باشویس سینگر نویسنده منحصر به فرد و عجیبی است. او، آن هم در قلب نیویورک بزرگترین شهر دنیای امروز به زبانی می‌نوشت که عملا سال‌هاست منقرض شده. زبان ییدیش که مخلوطی است از عبری و آلمانی و زبان‌های محلی دیگر. سینگر در ۱۹۳۵ از لهستان به نیویورک آمد اما تصمیم گرفت به زبان یهودیان لهستان و درباره آن‌چه بر سر قومش آمده بود و می‌آمد بنویسد. «خانواده موسکات» نقطه اوج کار ایزاک باشویس سینگر است.