یک میتوس ایرانی
دربارهی رمان «دیااکو، نخستین پادشاه ایران»
نویسنده: احمد راهداری
آدمی برای شناخت خود و جامعهاش باید چه کند؟ تا کجا باید عقب برود و تاریخ و فرهنگ و باورهای سرزمینش را به تصویر بکشد تا به امروزِ روز خود برسد؟ در یونانی «میتوس» به معنی افسانهی نخستین یا تاریخ فرهنگ مادی و معنوی هر ملتی است. افسانهای جمعی که از ذهن ناخودآگاه جمعی پدیدار میشود و مثل سنت خانوادگی بخشی از هویت فرهنگی یک جامعه را شکل میدهد.
رمان «دیااکو، نخستین پادشاه ایران» نوشتهی مشترک مجید قدیانی و حمید افشار که به تازگی توسط انتشارات قدیانی در 285 صفحه منتشر شده، یک میتوس ایرانی است. داستانی که اتفاقات آن در دوران ایران باستان جریان دارد و ما را آینهوار تصویر میکند.
این رمان با ارائهی اطلاعات مستند از ساکنان ایران و شیوه و آیین زندگی آنها در هزارهی اول پیش از میلاد، گام مهمی در ادبیات داستانی برداشته و از نقطه نظر کالای فرهنگی اهمیت ویژهای دارد. درست است که زمانی فردوسی و نظامیهایی بودهاند که تاریخ و فرهنگ و ارزشهای مردمان ایرانزمین را با ادبیات بهخوبی پیوند زدهاند و شاهکارهایی بیبدیل آفریدهاند اما در دنیای مدرن و ادبیات داستانی امروز، چنین نوشتههایی کمتر به چشم میخورد و میتوان گفت نویسندگان تلاش کردهاند پا جای پای بزرگان بگذارند.
شاید بتوان از نقطه نظر داستانسرایی مثل شخصیتپردازی و یا تعلیق نقدهایی به کتاب وارد کرد و مثلاً ادعا کرد که بعضی فصلها معماری آنچنان منسجمی ندارند یا نویسندگان بین ساختن شخصیتی اسطورهای و یا خاکستری از دیااُکو معلق ماندهاند، اما به دلیل کارکرد فرهنگی این ایرادها به چشم نمیآیند و بهطور کلی کتابی خواندنی و لذتبخش است.
طبق مقدمهی کتاب آنچه از تاریخ ماد برجای مانده، برداشتی است از منابع یونانی، بابلی و عبری، آشوری، زبانشناسی و برخی از دادههای باستانشناسی و نویسندگان بعد از سالها مطالعهی این منابع و نوشتن و خط زدن و ویرایش کردن روایت خود را از دیااُکو خلق کردهاند؛ روایتی تخیلی که بر بستر وقایع تاریخی گسترده شده و تلاشی است برای حفظ و ترویج هویت ملی. داستان دورهای از تاریخ که نخستین بارقههای تشکیل حکومت و دولتی ایرانشهری یا به عبارت دیگر، نخستین اتحاد سیاسی و حکومت پادشاهی در سرزمین ایران شکل گرفته است؛ دورهای سرنوشتساز برای فرهنگ و تمدن ایرانی که با تشکیل پادشاهی مادها همراه میشود.
در این کتاب خرده اتفاقها و پیرنگها تخیلی است اما ترسیم آن دشت، آن رود و آن سبک زندگی زادهی تخیل نیست. اسامی اشخاص، مکانهای جغرافی و مهمتر از آن، تصویر شرایط اجتماعی و سیاسی مردم آن دورهی تاریخی تا حد زیادی بر مبنای واقعیت ارائه شده است.
بر این اساس، داستان دیااُکو پیچیدگیهای اجتماعی و سیاسی آدمهایی سه هزارساله و یافتههای باستانشناسی و اطلاعات تاریخی مربوط به آنها را در دل یک داستان و با خردهپیرنگهایی جذاب به تصویر میکشد. مثلاً وقتی از خدایان و مذاهبِ رایج مثل زرتشتیگری، مهرپرستی، زروانپرستی و دیگر ایزدان صحبت میشود، شخصیتهایی پیامبرگونه ظاهر میشوند که داستان را با مسائل اخلاقی گره میزنند و شیوهی بیان نیز بهصورت دیالوگهای دیالکتیک و گفتوشنودهای استدلالی درمیآید.
از این رو اگر شما بخواهید داستانی از ایرانِ سه هزار سال پیش بخوانید و با آدمهای آن دوره نفس بزنید، بد نیست سراغی از این کتاب در کتابفروشیها بگیرید. طول زمانی داستان یک بازهی حدوداً پانزدهساله است که از جوانی دیااُکو و ازدواج او شروع میشود و بهنوعی با آغاز پادشاهیاش به پایان میرسد. از جایی که داستان تمام میشود، به نظر میآید کتاب جلدهای دوم و شاید سومی هم داشته باشد و باید دید آیا نویسندگان باز هم میتوانند با همین نثر شیرین و شیوا داستان پادشاهی دیااُکو را ادامه دهند:
«افسانهی دیااُکو پیش از حضورش قلبها را تسخیر کرده بود و چه بسا رؤیای تجسمیافتهی یک اسطوره میتوانست مرهمی باشد بر زخمی کهنه؛ زخم شکست، زخم اسارت، زخم تحقیر و زخم باج و خراج کمرشکن.
سرزمینهای ماد با اسبهای خوب و معادن ارزشمند مانند گوهری در برابر آشوریان جنگجو میدرخشید و قابل چشمپوشی نبود از سالیان دور سرزمین مادها در معرض حملههای گستردهای بود و زخمهای مکرر میراثی بود که از پدر به پسر میرسید؛ زخمهایی که بستری شدند برای کاشتن نهال انتقام و امید افسانهی حضور دیااُکو مانند آذرخش بهاری با هیبت و هولناک، دلهای تشنهی انتقام را وعدهی سیرابشدن میداد. دیااُکو اما بیخبر از این همه هیاهو بیتاب بود؛ بیتاب رفتن بیتاب رسیدن، بیتاب عشق.»








