سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

یادداشت برای رمان پیرانزی

یادداشت برای رمان پیرانزی

 

آلگرداس گریماس، نشانه‌شناس و پژوهش‌گر فرانسوی در تکمیل و پیشبرد آرای محققان پیشینِ روایت‌شناسی، به خصوص ولادیمیر پراپ، برای مرحله گذار قهرمان به سمت انجام عمل قهرمانانه از مراحل میانی قصه، حد فاصلی برای جهان واقعی و جهان فراواقعی درنظر می‌گیرد و انجام عمل قهرمانانه توسط قهرمان را در فضای فراواقعی متصور می‌شود و نظریه خود را بر ساختار داستان‌های شفاهی پایبند می­‌کند؛ درگاه خانه یا هزار توی داستان پیرانزی با تالار‌های متعدد و اقیانوسی زیر آن و دهلیزها و مجسمه‌ها، حکم این مرز میان جهان واقعی و جهان فراواقعی را دارد.

آلگرداس گریماس، نشانه‌شناس و پژوهش‌گر فرانسوی در تکمیل و پیشبرد آرای محققان پیشینِ روایت‌شناسی، به خصوص ولادیمیر پراپ، برای مرحله گذار قهرمان به سمت انجام عمل قهرمانانه از مراحل میانی قصه، حد فاصلی برای جهان واقعی و جهان فراواقعی درنظر می‌گیرد و انجام عمل قهرمانانه توسط قهرمان را در فضای فراواقعی متصور می‌شود و نظریه خود را بر ساختار داستان‌های شفاهی پایبند می­‌کند؛ درگاه خانه یا هزار توی داستان پیرانزی با تالار‌های متعدد و اقیانوسی زیر آن و دهلیزها و مجسمه‌ها، حکم این مرز میان جهان واقعی و جهان فراواقعی را دارد.

 

 

 

آلگرداس گریماس، نشانه‌شناس و پژوهش‌گر فرانسوی در تکمیل و پیشبرد آرای محققان پیشینِ روایت‌شناسی، به خصوص ولادیمیر پراپ، برای مرحله گذار قهرمان به سمت انجام عمل قهرمانانه از مراحل میانی قصه، حد فاصلی برای جهان واقعی و جهان فراواقعی درنظر می‌گیرد و انجام عمل قهرمانانه توسط قهرمان را در فضای فراواقعی متصور می‌شود و نظریه خود را بر ساختار داستان‌های شفاهی پایبند می­‌کند؛ درگاه خانه یا هزار توی داستان پیرانزی با تالار‌های متعدد و اقیانوسی زیر آن و دهلیزها و مجسمه‌ها، حکم این مرز میان جهان واقعی و جهان فراواقعی را دارد.

این‌جا جایی است که جادو اتفاق می­‌افتد. این جادو البته در پیرانزی شکل نمادین و مثالی دارد؛ مجسمه‌های بزرگ و تالارهای فراخ در جهانی دیگر که معلوم نیست ساخته‌ی چیست یا کیست و یا به تعبیر “آرنی سیلز” در بخشی از کتاب تشکیل شده از اندیشه و قدرت نهان و… است، هیچ‌کدام قدرت جادویی ندارند.

خاصیت این جهانِ دیگر فراموشی است. از طرفی عنوان می‌­شود که افرادی برای رفت‌وآمد به آن نیازمند برگزاری آیینی هستند اما برخی هم با توان خودشان و تمرکزی که می­‌کنند، می­‌توانند به راحتی به آن رفت‌وآمد کنند؛ “متیو رز سورنسن” که پیش از دانستن هویتش نزد ما و خودش که به صورت همذات‌پندارانه با راوی اول شخص داستان که نامش “پیرانزی” است خود را در این تالارها می­‌یابد و در مواجهه با دیگری “دکتر کترلی” پیشینه و مراحل قبلی ماجرا با کنکاش و تلاش اوست که بر مخاطب و خودش هویدا می‌­شود؛ بگوییم مراحل قبل از اقدام قهرمان.

 

پس اگر بخواهیم نمودار حرکت قهرمان را ترسیم کنیم به روند زیر می­‌رسیم:

یک، اتفاق عجیبی رخ می­‌دهد و استاد دانشگاهی هنجارشکن و ضد علم به نام “آرنی سیلز”به همراه تعدادی دانشجو اقداماتی خرابکارانه انجام می­‌دهند که منجر به خرابی یک موزه، ناپدید شدن تعدادی از افراد و دستگیری و زندانی شدن این استاد دانشگاه می‌­شود.

دو، متیو “پیرانزی” قهرمان داستان قصد دارد کتابی در این خصوص تحریر کند. پس اقدام به مطالعه و جست‌وجو برای دستیابی به این افراد می‌کند.

سه، در مواجهه با دکتر کترلی دستیار دکتر آرنی سیلز از او پرسیده می­‌شود که آیا در تصمیم‌اش برای درک این وضعیت مصمم است؟ البته دامی برای او پهن می‌شود و او ندانسته می‌­پذیرد.

چهار، دکتر کترلی که نقش توامان راهنما و شرور را دارد، ابزار جادویی او را که دفترچه­‌ها و خودکار­های خود متیو است به او می­‌دهد و گوشزد می­‌کند این‌ها لازمت می­‌شود.

پنج، سال‌ها سرگردانی و تلاش پیرانزی در خانه باعث فراموشی او شده است. در عوض او به چیزی دست یافته که افراد زیادی در پی آن بوده‌اند و نتوانسته بودند به‌ دست بیاورند.

شش، “رافائل” افسر پلیس برای کمک به او به جهان فراواقعی می­‌آید و بعد آن دو به کمک هم در مبارزه با شرور “دکتر کترلی” پیروز می­‌شوند.

هفت، متیو به نزد خانواده برمی‌­گردد و موفق می‌شود سلامت خود را بازیابد. فراموشی از او زدوده می­‌شود و به یاد می‌­آورد که زندگی پیشین او چگونه بوده و از علایق به نظر خودش مسخره­‌ای که مثلا به لباس‌ها و وسایل زاید داشته رها شده است.

حقایق برملا می‌شوند که کلید حل پرونده‌های پلیسی متعددی است و ماجرا به نوشتن کتاب او ختم می­‌شود که جایزه نهایی اوست.

 

رابطه جادو و علم در کتاب، قابلیت خوانش خوبی به دست مخاطب می­‌دهد. با توجه به آرای فریزر در «شاخه زرین» بشر در تلاش برای برآوردن نیازهایش در سه مرحله دست به اقداماتی می‌زند، به عنوان مثال برای درخواست باران ابتدا رقص می‌­کرد و آن را عملی در نظر می‌آورد که می‌­تواند تاثیری جادویی بر بارش باران بگذارد. بعد دست به دعا (مذهب) شد، و بعد که از هردوی اینها ناامید گشت به سراغ علم رفت. اما رجعت به جادو همیشه توسط بشر صورت گرفته و این طور نیست که این تقسیم‌بندی را پارادایمی در نظر آوریم.

به نظر می‌­رسد که کلارک هم در اثرش ناامیدی از علم در دستیابی به توانایی‌هایی مثل تبدیل شدن به عقاب و پرواز کردن، و در کل نیروی نهان عظیم را در نه در گرو تحقیق علمی بلکه در گرو بازگشت به گذشته و استفاده از نیروی جادویی فراموش‌شده‌ای می­‌داند که در جایی پنهان شده و این جای پنهان کجا است؟

 

این‌جاست که غار افلاطون در طرح کلارک وارد می‌شود. غار افلاطون پر از دیوارنگاره‌های بشر نخستین از غار بیرون نیامده است که گمان می‌­برد دنیا چنین است (درست مثل پیرانزی) و شکل اعلای همه چیز را می­‌بیند. تندیس‌های مردان و زنان و موجودات اسطوره‌ای در تالارهای مختلف، شکل بسط‌یافته غار افلاطون است که شاید در نظر کلارک با گذشت تاریخ و پیشرفت بشر، آن غار هم تبدیل به تالارهای بزرگ و مجسمه‌های بزرگ‌تر شده است.

 

کارکرد غار افلاطون در متن به شکلی است که با ورود رافائل افسر پلیس به غار و مرگ کترلی هم‌زمان می­‌گردد با پرواز پرنده‌ای جدید (جغد) و میل به بیرون رفتن از غار.

 

رافائل خود افسر پلیسی است که با موهای آتش‌گرفته در پله‌های کلیسا، مردی که روزنامه و مجله را آتش می‌­زد و به سوی مردم پرتاب می‌کرد و داشت کلیسا و مردم را به آتش می‌­کشید را نجات داد. مسلما صحن کلیسا و سوزاندن مجله و روزنامه و تلاش مردم برای خاموش کردن آتش در کلیسا نمادین هستند، همان‌گونه که کتاب‌سوزی نمادین است اما در این مجموعه‌ی نشانه‌ها رافائل که منجی پیرانزی از هزارتوی مثالین و مردی که روزنامه‌ها و کلیسا را به آتش می­‌کشیده، بسیار کلیدی است.

سارا رافائل که هم انتخاب اسمش و هم تعیین جنسیتش حاوی نقطه‌نظرات قابل توجهی نزد مولف اثر است، از نظر متیو رز سورنسون (پیرانزی) تنها کسی است (البته تنها در قیاس با دیگری/ کترلی) که از قدم زدن در تالارها و دیدن مجمسه‌ها لذت می‌­برد، گرچه در بالارفتن از مجسمه‌ها مشتاق نیست و ترس از ارتفاع دارد. این جزئیات شخصیت‌­پردازی در کاراکتر پلیس زنی به نام سارا رافائل به نوعی تبصره مهمی بر مدرن بودن رمان کلارک است.

از نظر کلارک، با توجه به دریافت من از متن، ناجی بشریت نه جادو و بازگشت به گذشته، نه مذهب و نه علم است. کلارک مستقیما به خواسته رافائل اشاره نمی‌­کند. شغل او پلیس است و پلیس نشانه نظم و مدنیت است اما در عین حال علاقه او به تندیس‌ها و تاکید او بر بازگشت پیرانزی (متیو) به نزد خانواده و نکات دیگر، بیشتر او را مدافع تمدنی بر پایه نظم و مدنیت و ارزش‌های انسانی نشان می­‌دهد. رافائل در تقابل با کترلی است.

کترلی نماد مردانگی و قدرت و علم آمیخته به جادو، یا علم بازگشته به جادو یا به اصلاح فریزر هنر سیاه است، پس اگر تقابل اصلی متن را همین موضع در نظر بگیریم، نتیجه با کمک نویسنده در حضور ناگهانی جغد در تالارها تکمیل می‌شود؛ عمل قهرمان: دستیابی به هشیاری و دانش است و البته نه علم که تفاوت ماهوی با دانش دارد.

 

تفاوت دانش با علم در هدف‌گذاری است. هدف‌گذاری‌ که نقطه افتراق شخصیت‌های اثر است، تقابلی که جداکننده شرور­ها و قهرمان­ها است؛ تقابل میان کترلی، آرنی سیلز و متیو، رافائل.

 

از مهم‌ترین ارتباطات بینامتنی اثر، می‌توان با انتخاب نام پیرانزی برای کاراکتر متیو توسط کترلی و توسط مولف برای اثر اشاره کرد؛ نقاش ایتالیایی که به ترسیم زندان‌های پلکانی و هزارتوها شهره است، ارتباط چند لایه‌ای در فرم و در محتوا و ساختار اثر.

 

کتاب پیرانزی رمانی فانتزی است با درون‌مایه­‌های اسطوره‌ای و فلسفی. این کتاب با ترجمه‌ی اطلسی خرامانی و نشر آذرباد در اختیار خوانندگان فارسی قرار گرفته است.

 

 

یادداشت بر رمان پیرانزی

  این مقاله را ۵ نفر پسندیده اند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *