وینش سایت معرفی و نقد کتاب
سایت معرفی و نقد کتاب وینش لگو

ارسطو و اخلاق فضیلت

ارسطو و اخلاق فضیلت


تاکنون 2 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

 

خیلی از افرادی که رشته‌ تخصصی‌شان فلسفه نیست، اسم ارسطو را شنیده‌­اند، با وجود این به سراغ خواندن آثار او نمی‌­روند. چه بسا آن‌ها فکر می­‌کنند که متون ارسطو مانند خیلی از فلاسفه، به سادگی قابل فهم نیست و جزء متون تخصصی‌­ای هستند که خواندن‌شان برای همه جذابیت ندارد. در صورتی‌که قلم ارسطو حداقل در برخی از آثارش برای همگان قابل درک است. «اخلاق نیکوماخوس» مکتب اخلاقی ارسطو را که معروف به «اخلاق فضیلت» است، به خوبی تبیین می‌­کند.

اخلاق نیکوماخوس

نویسنده: ارسطو

مترجم: محمدحسن لطفی تبریزی

ناشر: طرح نو

نوبت چاپ: ۳

سال چاپ: ۱۳۹۸

تعداد صفحات: ۴۱۲

شابک: ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۷۱۱۳

خیلی از افرادی که رشته‌ تخصصی‌شان فلسفه نیست، اسم ارسطو را شنیده‌­اند، با وجود این به سراغ خواندن آثار او نمی‌­روند. چه بسا آن‌ها فکر می­‌کنند که متون ارسطو مانند خیلی از فلاسفه، به سادگی قابل فهم نیست و جزء متون تخصصی‌­ای هستند که خواندن‌شان برای همه جذابیت ندارد. در صورتی‌که قلم ارسطو حداقل در برخی از آثارش برای همگان قابل درک است. «اخلاق نیکوماخوس» مکتب اخلاقی ارسطو را که معروف به «اخلاق فضیلت» است، به خوبی تبیین می‌­کند.

اخلاق نیکوماخوس

نویسنده: ارسطو

مترجم: محمدحسن لطفی تبریزی

ناشر: طرح نو

نوبت چاپ: ۳

سال چاپ: ۱۳۹۸

تعداد صفحات: ۴۱۲

شابک: ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۷۱۱۳

 


تاکنون 2 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

 

ارسطو از آن فیلسوفانی است که بیشتر آدم‌ها حداقل نامش را شنیده‌اند. از جمله مهم‌­ترین فلاسفه طول تاریخ که بعد از گذشت بیش از دو هزار سال، هنوز کتاب‌­هایش جایگاه علمی‌­شان را از دست نداده­‌اند و جزء منابع اصلی فلسفی به شمار می‌­روند.

اما با این‌که خیلی از افرادی که رشته‌ تخصصی‌شان فلسفه نیست، اسم ارسطو را شنیده‌­اند، با وجود این به سراغ خواندن آثار او نمی‌­روند. چه بسا آن‌ها فکر می­‌کنند که متون ارسطو مانند خیلی از فلاسفه، به سادگی قابل فهم نیست و جزء متون تخصصی‌­ای هستند که خواندن‌شان برای همه جذابیت ندارد. در صورتی‌که قلم ارسطو حداقل در برخی از آثارش برای همگان قابل درک است.

از جمله آثار بسیار مهم این فیلسوف که جزء منابع اصلی شاخه فلسفه اخلاق به شمار می‌­آید، کتاب «اخلاق نیکوماخوس» است. برخلاف اسمش که کمی سنگین به نظر می‌­رسد (نیکوماخوس نام شخصی است که ظاهراً ارسطو کتاب را برای او نوشته یا تقدیم به او کرده است)، قلم این کتاب روان و مطالب آن بسیار شیرین و خواندنی است.

این کتاب مکتب اخلاقی ارسطو را که معروف به «اخلاق فضیلت» است، به خوبی تبیین می‌­کند. در این مکتب اخلاقی تأکید اصلی بر پرداختن به فضائل و رذائل اخلاقی انسان‌هاست. در مقابل آن مکاتب اخلاقی عمل‌­محور قرار دارند که جایگزین صفات افراد (ملکات نفسانی)، تمرکزشان در بررسی افعال انسان‌­ها است.

کتاب اخلاق نیکوماخوس ده فصل دارد که به ترتیب این عناوین را شامل می‌­شوند: (1) نیک‌بختی، (2) فضیلت، (3) فضائل اخلاقی شجاعت و خویشتن‌­داری، (4) فضائل اخلاقی گشاده‌­دستی، بزرگواری، بزرگ‌منشی، شکیبائی، درست‌کاری و نزاکت، (5) فضائل اخلاقی عدل و انصاف، (6) فضائل عقلی، (7) پرهیزکاری، لذت و درد، (8) و (9) دوستی، و (10) لذت و نیک‌بختی.

محوری­‌ترین قاعده اخلاقی که ارسطو در این کتاب پرداخته، حدّ وسط یا قاعده اعتدال نام دارد. مطابق این قاعده فضیلت، حدّ وسط بین دو رذیلت است؛ به عنوان مثال فضیلت شجاعت بین حدّ افراطِ بی‌­باکی و تفریطِ ترس قرار دارد که رذیلت به حساب می­‌آیند. ایراد معروفی که به این قاعده وارد شده این است که برخی فضائل یا صفات حد وسط ندارند؛ به عبارتی قاعده کلیت ندارد و موارد نقضی برای آن یافت می‌­شود.

خود ارسطو نیز در کتابش به این مسئله در برخی مصادیق اشاره می‌­کند. یکی از مثال‌­هایی که می‌­توان زد، حسادت است؛ نقطه اعتدال حسادت چه می­‌تواند باشد؟

در مقاله­‌ای که تابستان 1394 از بنده منتشر شد، [1] تلاش کردم اثبات کنم که ایراد مذکور به قاعده اعتدال وارد نیست. در مصادیق مشتبه، باید نگاهی کلی‌­تر داشته و موضوعی را پیدا کنیم که مصداق مشتبه طرف افراط، تفریط یا اعتدال آن باشد؛ به عنوان مثال در خصوص حسادت، موضوع آن را «حس دفاع از منافع شخصی» در نظر گرفت.

کسی که در این حسّ یا صفت افراط داشته باشد، رسیدن نفع به دیگران را در تضاد با منافع خودش می­‌بیند و دچار حسد می‌­گردد. این فرد می‌­خواهد منافع دیگران را از آن‌ها سلب کند. در طرف مقابل اگر هنگامی که دیگران منافعش را سلب می‌­کنند، هیچ عکس‌العملی نشان ندهد، دچار تفریط شده است. حد وسطش حالتی است که شخص به صورت عادلانه منافع خودش را حفظ کند.

 

اخلاق نیکوماخوس ارسطو

 

از جمله دیگر مسائل مورد توجه ارسطو، اهمیت نیک‌بختی یا سعادت است. وی خوبی اخلاق را در راستای رسیدن به سعادت می­‌داند. ارتباط سعادت و فضیلت از مسائل جذاب این کتاب است. طبق نظر ارسطو «خیر» در اشیاء یعنی یک شیء از عهده انجام غایت یا کارکردی که برای آن در نظر گرفته شده به خوبی برآید؛ مثلاً خیر در چاقو خوب بریدن است یا چاقویی خوب است که خوب ببرد.

از این جهت ارسطو به دنبال ویژگی یا غایت خاص انسان می‌­گردد و به این نتیجه می‌­رسد که انسان به دلیل داشتن عقل با دیگر حیوانات تفاوت دارد. پس کارکرد انسان عاقلانه و به تعبیر دیگر فضیلت‌مندانه زندگی کردن است. همین فضیلت‌مندانه زندگی کردن می­‌شود غایت افعال انسانی و سعادت انسان در داشتن زندگی فضیلت‌مندانه است.

یکی از مهم‌­ترین منتقدین ارسطو یا اخلاق فضیلت، کانت بود. شاید سخت­‌ترین ایرادی که کانت به ارسطو می­‌گرفت، وابسته کردن اخلاق به غایت است. برخلاف ارسطو، کانت فکر می­‌کرد که ما باید خوب رفتار کنیم، زیرا وظیفه این‌گونه حکم می­‌کند. هیچ اهمیتی ندارد که نهایت فعل اخلاقی ما خوب باشد یا بد! پس سعادت نقشی در اخلاقی رفتار کردن ندارد. جمله معروفی از کانت به یادگار مانده که «کار درست را انجام بده، چون درست است». این جمله اشاره به این دارد که نتیجه کار نباید تغییری در تعیین کار درست داشته باشد.

شخصاً نقدی بر اخلاق فضیلت وارد می‌­دانم که آن را به طور مفصل در کتابی با عنوان «ارزش‌­گرایی در اخلاق» [2] توضیح داده­‌ام. نقد بنده این است که اساساً به نظر می‌­رسد ارزش اخلاقی بر رفتار انسان­ها حاکم باشد، نه صفات آن‌ها. اگر صفتی را خوب یا بد می‌­دانیم، به خاطر نسبت دادن آن به یک فعل است. به عبارتی صداقت خوب است، چون صادقانه رفتار کردن خوب است.

نتیجه چنین نقدی این خواهد بود که اخلاق فضیلت به طور کلی از دایره علم اخلاق خارج شده و در محدوده علم تربیت یا تربیت اخلاقی قرار می‌­گیرد. چون در علم اخلاق به دنبال تشخیص خوب و بد هستیم و در علم تربیت، بعد از تشخیص خوب و بعد، سعی می‌­کنیم انسان را مطابق فعل خوب پرورش دهیم. اینجا نیاز است تا بدانیم چگونه یک انسان خوب رفتار می‌­کند؛ یعنی چگونه یک انسان فضیلت‌مند می‌­شود. چیزی که شاید بتوان در اخلاق فضیلت به آن دست یافت.

با وجود این‌که خودم بر مکتب اخلاقی ارسطو نقد وارد کرده‌­ام، دلیل نمی‌­شود که دیگران را به خواندن این کتاب ارزشمند دعوت نکنم! بعید می‌­دانم شخص کتاب‌­خوانی این کتاب را دست بگیرد و از خواندن آن لذت نبرد!

با توجه به اهمیت این کتاب، چندین مترجم آن را به فارسی برگردانده‌­اند. شاید معروف‌­ترین آن‌ها آقای محمدحسن لطفی باشد که در شاخه فلسفه ترجمه‌­های زیادی از ایشان به یادگار مانده است.

[1]. مقاله «گستره قاعده اعتدال در نظام فکری ارسطو»، مجله پژوهش­‌های اخلاقی، ش20.

[2]. این کتاب در بررسی نهایی برای انتشار قرار دارد.

 

  این مقاله را ۴ نفر پسندیده اند

اشتراک گذاری این مقاله در فیسبوک اشتراک گذاری این مقاله در توئیتر اشتراک گذاری این مقاله در تلگرام اشتراک گذاری این مقاله در واتس اپ اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین

نوشته‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.