وقتی نویسندگان بزرگ سراغ دنیای شگفتانگیز کودکی میروند
این مقاله را ۴ نفر پسندیده اند
اولین مواجهام با کتابهایی که نویسندگان مهم برای کودکان نوشتهاند با کتاب «فونچیتو و ماه» نوشتهی یوسای بزرگ بود. دوست عزیزی آن را به من معرفی کرد. بعد از آن مشتاق شدم که کتابهای دیگری ازین دست پیدا کنم. خود من در آستانهی چهل سالگی سراغ ادبیات کودک و نوجوان رفتم. دنیای شگفتانگیزی که احساسات ناب و خالص آن در هیچ روایت بزرگسالانهای پیدا نمیشود. سوالی که ذهنم را به خودش مشغول کرده بود، باعث شد این یادداشت را بنویسم. اینکه چه انگیزهای باعث میشود نویسندگان بزرگ سراغ نوشتن برای کودکان بروند؛ نویسندهای مثل یوسا با جهان داستانی سترگ و لایهلایه و نثر دشوار پر طمطراقاش و نویسندههایی که در ادبیات بزرگسالان طرفداران جدی خودشان را دارند. سوالی که پاسخ روشنی برایش پیدا نکردهام. نویسندهای که پا به قلمرو کودکان میگذارد، ناچار است زبانی تازه پیدا کند؛ زبانی که به دنیای کودک نزدیک باشد. کودک با منطق مخصوص به خودش جهان را میسنجد. جهانی که در آن مرز میان ممکن و ناممکن، مبهم و شکننده است. او با واقعیتهای قطعی پیراموناش کمتر سر و کار داشته؛ بنابراین روایتهایی را باور میکند که ذهن بزرگسال کنار میگذارد. همین ظرفیتِ پذیرفتن ناشناختههاست که ادبیات کودک را به بستری برای تخیلورزی و شگفتآفرینی مبدل میکند. کودکان برای درک جهان، دست به دامان تخیل میشوند و نویسنده باید در همان دستگاه فکری با آنها گفتوگو کند. در ادامه سراغ چند نمونه از آثاری میروم که نویسندگان بزرگ، بیرون از جهان جدی و قطور بزرگسالان، برای کودکان خلق کردهاند؛ کتابهایی که رد اندیشهی آنها را در خود دارند و دریچهایاند برای نزدیک شدن به وجه کمتر دیدهشدهی کارنامهی این نویسندگان. ماریو بارگاس یوسا نویسندهای است که از تجربههای تلخ کودکی، سلطه پدر و خفقان سیاسی به ادبیات پناه برد. او از معدود چهرههای ادبیات آمریکای لاتین است که سراغ رئالیسم جادویی نرفت و برخلاف همنسلانش، به واقعیت چسبید؛ واقعیتی مبتنی بر تاریخ، سیاست، خشونت ساختارهای قدرت و تاثیر آن بر زیست روزمرهی افراد. جهان داستانی او بر دوگانهی آشنای آزادی فردی و اقتدار دستگاههای قدرت بنا شده است. کتاب «فونچیتو و ماه» فونچیتو میخواهد دل همکلاسی زیبایش نرئیدا را به دست بیاورد. نرئیدا بیشتر وقتها تنها است. با کسی بازی نمیکند. یک روز فونچیتو جرأت میکند و به او نزدیک میشود. آن چشمهای کنجکاو و درشت و پوست به رنگ مهتاب که با موهایی به سیاهی شب، قاب شدهاند یک شرط دارد. او از فونچیتو میخواهد که ماه را از آسمان برایش بیاورد. فونچیتو تمام روزهای بعد را منتظر است تا شب از راه برسد و ماه در آسمان پیدا شود. یک شب که قرص کامل ماه در آسمان میدرخشد، فونچیتو فکری به ذهنش میرسد. او از این آزمون سخت سربلند بیرون میآید و متوجه میشود که وقتی کسی را دوست داشته باشی، هیچ کاری غیرممکن نیست؛ حتی آوردن ماه از آسمان. ریکاردو در «دختری از پرو» تمام عمرش را صرف اثبات عشقاش به دختری هزارچهره میکند. دختری که اولین بار آن را در مدرسه و در نوجوانی دیده است. اما هر بار دست رد به سینهاش میزند. ریکاردو از علاقهاش به دختر دست برنمیدارد و پا پس نمیکشد. این ارادهی راسخ، همان نیرویی است که در فونچیتو هم هست. دو داستان در مدار یک کیفیت عاطفی مشترک حرکت میکنند: پافشاری بی چشمداشت برای ثابت کردن عشق. پدر مارگریت دوراس معلم ریاضی بود و پس از مرگ او، خانوادهاش با بحران مالی جدی روبهرو شد .دوراس در کودکی زندگی در فقر را تجربه کرد. او سالهای نوجوانی خود را در ویتنام گذراند؛ دورانی که بعدها الهامبخش بسیاری از آثارش شد. او نویسندهای ساختارشکن بود که با نثری شاعرانه و موجز، روایتهایی نزدیک به زندگی شخصیاش خلق میکرد. زنان در آثار دوراس جایگاه خاصی دارند. او در بیشتر آثارش به محدودیتهای اجتماعی زنان میپرداخت اگرچه هیچگاه او را در زمرهی فمینیسم قرار ندادهاند. کتاب «آه ارنستو» «ارنستو برای اولین بار به مدرسه رفت. از مدرسه که برگشت یک راست رفت سراغ مادرش و گفت: دیگر به مدرسه برنمیگردم! مامان دست از پوست کندن سیبزمینیها کشید، نگاهش کرد: چرا؟ ارنستو گفت: چون مدرسه به من چیزهایی یاد میدهد که بلد نیستم.» این پاسخ از یک کودک عجیب و در عین حال نقطهی شروع گفتوگوی بزرگترها درباره ضرورت آموزش و پرورش است. ارنستو کوچکترین فرزند خانوادهی مهاجری است که در فرانسه زندگی میکنند. او کودکی باهوش و تیزبین است و مهارت مشاهدهگری بالایی دارد. هوش ذاتی و اطلاعات زیادش باعث میشود که از مدرسه رفتن سر باز بزند. او درباره هر چیزی دیدگاه خودش را دارد حتی در زمینهی فلسفه، مذهب و متافیزیک اظهار نظر میکنند! سرانجام مجاب میشود که به مدرسه برود و همین تصمیم او را از وضعیت دشوار خانوادگی، والدین الکلی و فقر نجات میدهد و در بزرگسالی استاد ریاضیات میشود. گفتوگو میان ارنستو و معلمش به گونهای سورئال است. معلم سعی میکند او را که پسری سرسخت و سمج است، بفهمد. اما ارنستو بازی درمیآورد و معلم را دست میاندارد. مارگریت در رمان «عاشق» با مادر بیوه و برادرانش در فقر و سختی زندگی میکند. او باهوش و کنجکاو است و در جستوجوی هویتی مستقل. هیچ قیدی توان مهار کردنش را ندارد. مارگریت به سرسختی ارنستو است. ارنستو و مارگریت با وجود محدودیتهای اقتصادی و اجتماعی، بلند پرواز و عصیانگرند. او در تلاش است ماهیت جهان را بفمهد و د رپی به دست آوردن آزادی شخصی و استقلال است، درست مثل ارنستو که میخواهد خودش را در جهان تعریف کند و از محدودیتهای محیط زندگی و آموزش رسمی فراتر رود. هشام مطر در سال ۱۹۷۰ در نیویورک سیتی از والدینی لیبیایی متولد شد و دوران کودکیاش را در طرابلس و قاهره گذراند. او در نه سالگی همراه خانوادهاش از لیبی به قاهره تبعید شد. مطر اکنون در لندن زندگی میکند و آثارش عمدتاً از تجربهی زندگی در تبعید و خفقان سیاسی الهام گرفتهاند. مطر تاکنون رمانها و خاطرهنگاریهایی نوشته که به بررسی سرکوب، تبعید و فقدان میپردازند. او در سال ۲۰۱۷ برای کتاب «بازگشت» موفق به دریافت جایزهٔ پولیتزر شد. کتاب «نقطه میخواست فرار کند» داستان دربارهٔ نقطهای است که از قوانین نگارشی خسته شده و در سودای یک زندگی متفاوت است. نقطه میخواهد چیز دیگری باشد. چرا همیشه باید تا پایان جملهها صبر کند؟ به همین خاطر سفری را آغاز میکند تا خود واقعیاش را کشف کند. کنجکاویاش او را به تجربهٔ زندگی در قالب یک درخت، ماه و در نهایت یک بادکنک سوق میدهد. چیزی نمیگذرد که گمگشته و هراسان میشود. اما نمیتواند از تلاشش برای شناخت خود دست بکشد. او کشف مهمی میکند: هرچه در جهان هست در وجودش انعکاس یافته است. اینکه خودش آینهی تمامعیار جهان است. زندگی سلیمان در کتاب «در کشور مردان» سخت و خفقانآور است. داستان از زاویه دید پسری روایتشده که در جهانی هراسآور و نابسامان بزرگ میشود. در میان آشفتگی سیاسی، اجتماعی و خانوادگی. سلیمان ناچار است به فکر استقلال خودش باشد. او طرابلس را ترک میکند و به قاهره میرود. سلیمان و نقطه هر دو در جستوجوی معنا و هویت خود هستند و با نگاهی کنجکاو و پرسشگر به دنیای اطرافشان نگاه میکنند. نشانههای نقطه در سلیمان به وضوح دیده میشود: تلاش برای فرارفتن از محدودیتها. سیلویا پلات در سرودههایش رنج شخصی را با زبانی تیز و سرشار از تصویر در هم میتافت. او افکار و احساساتاش را با صداقتی عریان و گاه بیرحم بیان میکرد. پلات با حساسیتی که نسبت به هویت زنانه، مرگ و زایش دوباره داشت مینوشت و از تصاویر قدرتمند و ضرباهنگی منحصر به فرد استفاده میکرد. پلات همواره تلاش میکرد بین جاهطلبیهای نویسندگی، همسر بودن و وظایف مادری تعادل برقرار کند؛ اما در نهایت تسلیم مرگ شد و در سی سالگی به زندگیاش پایان داد. کتاب «آشپزخانهی خانم گیلاس» کتاب «آشپزخانهی خانم گیلاس» شامل دو داستان مصور خیالپردازانه است. «این یک کت و شلوار معمولی نیست» و «آشپزخانهی خانم گیلاس». یک دست کت و شلوار خردلی رنگ از طریق پست به خانوادهای با هفت فرزند میرسد. مکس، شخصیت دوستداشتنی داستان، همیشه آرزو دارد یک کت و شلوار داشته باشد که بتواند در هر موقعیتی از آن استفاده کند. طرز فکر مکس با برادران بزرگترش متفاوت است و همین او را از آنها متمایز میکند. مکس کت و شلوار را میپوشد و با آن به مدرسه میرود. بعد هم به دوچرخهسواری، ماهیگیری، برفبازی و اسکی! از زمان مادر مادربزرگ خانم گیلاس پریهای کوچکی در آشپزخانه زندگی میکردهاند. دو پری آشپزخانه خانم گیلاس از بازماندههای آنها هستند. یکی از آنها لباس سفید میپوشد و در نمکدان میخوابد. آن یکی لباس قهوهای میپوشد و توی فلفلدان خانم گیلاس به خواب میرود. پریها وسایل آشپزخانه را وسوسه میکنند و هرج و مرج راه میاندازند. وسایل آشپزخانه تصمیم میگیرند که هر یک کار آن دیگری را انجام بدهد. به این شکل، پیراهنهای خانم گیلاس از ماشین لباسشویی پرواز میکنند و میروند توی فر. خمیر تارت آلو از فر میرود توی یخدان. ماشین لباسشویی، خمیر کیک را توی محفظهاش میچرخاند و … نثر پلات در این مجموعه بازیگوش و سرزنده است و پر از تخیلورزی که نشاندهندهی نگاه و زیست شاعرانهی او است. با وجود لحن شیرین و بامزهی کتاب میتوان روحیهی حساس نویسنده را در پسزمینه احساس کرد. مجموعهی «نویسندههای بزرگ، خوانندههای کوچک» شامل داستانهای مشهوری از نویسندگان بزرگ جهان از جمله جیمز جویس، لئو تولستوی و دیگران است. جیمز جویس یکی از مهمترین نویسندگان ادبیات مدرن جهان است که آثار او مانند «دوبلینیها» و «اولیس» جزو شاهکارهای ادبی به شمار میروند. او به خاطر نوآوریهایش در فرم روایت شناخته میشود و با استفاده از تکنیکهایی چون جریان سیال ذهن، شیوهای متفاوت و جذاب در داستانگویی ارائه میدهد که بر ادبیات قرن بیستم تأثیر بسزایی گذاشته است. علاقهٔ مشترک جویس و نوهاش به گربهها، الهامبخش خلق این قصهها است. کتاب «گربه و شیطان» کتاب «گربه و شیطان» از مجموعهٔ «نویسندههای بزرگ، خوانندههای کوچک» بازگویی افسانهای دربارهٔ شیطانی است که در شهری ظاهر میشود و وعدهٔ ساخت پلی زیبا را به مردم فقیر میدهد؛ اما تنها شرط او این است که اولین کسی که از پل عبور کند، متعلق به او باشد. شهردار با هوشمندی حقهای میزند و شیطان را فریب میدهد. جویس با استفاده از پیچش داستانی منحصر به فردش، داستانی سرگرمکننده خلق میکند. کتاب «گربههای کپنهاگ» گربههای کپنهاگ داستانی کوتاه و بامزه برای کودکان است. این داستان از یک قصهی کودکانهی سرگرمکننده و نیز از جنبهی طنزآمیزش فراتر میرود و ویژگی تند و تیز ضداستبدادی به خود میگیرد. هر دو داستان «گربه و شیطان» و «گربههای کپنهاگ» در قالب نامهای در سال ۱۹۳۶ به نوهاش استیفن نگارش شدهاند. لئو تولستوی یکی از نویسندگان بزرگ ادبیات کلاسیک روسیه و جهان است که آثارش مانند «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» نمونههایی برجسته از رئالیسم ادبی به شمار میروند. سبک نوشتاری او بر ژرفای روانشناختی و تحلیل شخصیتها استوار است. نثر تولستوی به گونهای است که پیچیدهترین احساسات و روابط انسانی را به شیوهای قابل درک و جذاب منتقل میکند. او در آثارش علاوه بر روایت داستانی، به بررسی مسائل اخلاقی، اجتماعی و فلسفی میپردازد. کتاب «نادان» قصه از مردی نادان شروع میشود که هوس میکند دور دنیا را بگردد. در طول سفر هر بار با آدمهای جدید برخورد میکند و چون نمیداند در چه موقعیتی چه حرفی باید بزند، نصیباش جز کتک و ملامت نیست. وقتی سر از دو خانهی پرنعمت درمیآورد که چند شیطان در آن زندگی میکنند ناآگاهی او در سخن گفتن دردسر تازهای ایجاد میکند. از دیگر جلدهای مجموعه «نویسندههای بزرگ، خوانندههای کوچک» میتوان به آثاری چون «پسرک فقیر» نوشته مارک تواین و «قدرت جهانی شش مرد» اثر برادران گریم اشاره کرد، آثاری که همانند سایر کتابهای این مجموعه، با روایتهای جذاب و ساده برای کودکان، نوشته شدهاند. به گمان من، بهترین انسانها، کسانیاند که کودکی را گرامی میدارند، با دنیای پر از شگفتی و تخیل آن همذاتپنداری میکنند، با نگاهی بکر و ناب به زندگی مینگرند و به بزرگسالان یادآوری میکنند که جهان را کودکانه فهم کنند و و بدین ترتیب جادوی جهان را کشف کنند.وقتی نویسندگان بزرگ سراغ دنیای شگفتانگیز کودکی میروند
ماریو بارگاس یوسا

مارگریت دوراس

هشام مطر

سیلویا پلات

مجموعه نویسندههای بزرگ، خوانندههای کوچک
جیمز جویس


لئو تولستوی





