vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

فاطمه سیاح

نقد ماندگار فرصتی است برای معرفی نقدنویسان ایرانی. در این بخش هربار یکی از چهره‌های نقد ادبیات فارسی را با نمونه‌هایی از نقدهای ماندگارش معرفی می‌کنیم. آشنایی با افرادی که در این مسیر گام برداشتند و خواندن نقدهای  ایرانی، می‌تواند ارائه‌دهنده تجربیاتی باشد که مسیر نقدنویسی را روشن نگه دارد؛ زیرا نقد یکی از راه‌های شناخت، روشنگری و تغییر است. اولین پرونده نقد ماندگار به معرفی دکتر فاطمه سیاح اختصاص دارد.

 

 

این مقاله را ۱۲ نفر پسندیده اند

 


عاشقانه های کوتاه ایرانی کتاب شانس در میدان ماجیوره
آگهی

 

فاطمه سیاح

چهره‌‌ی نقد فارسی

 

 

فاطمه رضازاده محلاتی (سیاح) سال 1281شمسی در مسکو متولد شد. دلیل تولدش در مسکو را باید در سیاحت پدرش پیدا کرد. میرزا جعفر رضازاده محلاتی (سیاح) قصد سیروسفر و تحصیل می‌کند و سرانجام ساکن مسکو می‌شود. البته او هم اهل علم بوده و هم اهل سیاست و دوستی‌ای هم با زین‌العابدین مراغه‌ای و سیدجمال‌الدین اسدآبادی داشته.

 

میرزا جعفر در مسکو معلم مدرسه لازارف می‌شود، سرپرستی دانشجویان ایرانی را به عهده می‌گیرد و چند کتاب می‌نویسد. او چندباری به ایران می‌آید اما نمی‌تواند ماندگار شود تا سرانجام در سال 1312شمسی برای همیشه به ایران برمی‌گردد. خوب است این را هم بگوییم که حاج سیاح نویسنده معروف سفرنامه حاج سیاح، عموی فاطمه سیاح بوده است.

 

از مادر آلمانی فاطمه سیاح و زندگی‌شان در مسکو اطلاعات زیادی در دست نیست تنها می‌دانیم که در روسیه در رشته ادبیات غربی تحصیل می‌کند و رساله دکترایش را درباره «رمان روان‌شناختی معاصر فرانسه» می‌نویسد. پس از آن است که تدریس در دانشگاه و نوشتن مقالات درباره آثار ادبی روسیه و فرانسه را در نشریات آغاز می‌کند. ماجرایی که بعد از اقامت در ایران بعد از سال 1312 هم ادامه می‌یابد.

 

او قبل از این تاریخ هم یکبار در سال 1300شمسی برای اولین‌بار به ایران آمده. در این فاصله با پسرعمویش حمید سیاح ازدواج می‌کند گرچه زندگی مشترکشان سه سال بیشتر طول نمی‌کشد اما از همان زمان نام فامیلی سیاح را برای خودش حفظ می‌کند. او با بیماری قند دست‌وپنجه نرم می‌کرده که درنهایت هم در 45سالگی به دلیل سکته قلبی در تهران فوت می‌کند.

 

سیاح وقتی در ایران ساکن می‌شود، در کنار فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی که انجام می‌دهد، اولین استاد زن دانشگاه تهران می‌شود و زبان و ادبیات روس و ادبیات تطبیقی را درس می‌دهد. او اولین کسی است که کرسی نقد ادبی را در دانشگاه راه اندازی می‌کند.

 

سیمین دانشور، پرویز ناتل خانلری، ابوالحسن نجفی و احمد سمیعی از کسانی بودند که از درس او بهره بردند. سیاح بر دانشور تاثیر فراوانی داشته تا آنجا که دانشور می‌گوید: «پنج سال زیر دستش کار کردم. هرچه کردم اویم، هرچه هستم مدیون اویم. اولین قصه‌ای که نوشتم برای او خواندم.»

 

تسلط سیاح به پنج زبان روسی و فرانسوی و انگلیسی و آلمانی و ایتالیایی و به روز بودن اطلاعاتش از جریان‌های ادبی جهان و شیوه‌های علمی روزگار، او را به استادی بی‌بدیل تبدیل کرده بود تا جایی که بعد از مرگش کرسی نقد ادبی و ادبیات تطبیقی دانشگاه جایگزینی پیدا نکرد.

 

 

گفتیم که سیاح در جریان تحولات ادبی جهان بود و به واسطه آشنایی با زبان‌های مختلف آثار کشورهای دیگر را مطالعه می‌کرد و در همان دوران زندگی در شوروی سابق مقالات نقد ادبی درباره این آثار می‌نوشت.

 

آبتین گلکار، مترجم ایرانی، مجموعه‌ای از مقالات فاطمه سیاح را که به زبان روسی نوشته شده با نام میراث ادبی فاطمه سیاح در شوروی گردآوری و ترجمه کرده است. گلکار که این مقالات را در چهار بخش با عناوین: «پذیرش داستایفسکی در فرانسه و آلمان»، «نقد ادبیات فرانسه و آلمان»، «مقالات دانشنامه‌ای» و «تئاتر پیسکاتور» دسته بندی کرده است، می‌نویسد:

 

«مشاهدات تیزبینانه و جالب‌توجه بسیاری نیز در مقالات سیاح به چشم می‌خورد. همانندی‌هایی که او میان آثار داستایفسکی و نویسندگان غربی متأثر از او می‌یابد، داوری‌اش درباره آنکه برای بالا بردن ارج داستایفسکی نیازی نیست او را فیلسوف یا مصلح اجتماعی معرفی کنیم و همان مقام هنرمند، به خودی خود، به اندازه کافی پرارج هست، یا نظریاتش درباره تمایز نقد ادبی و تاریخ ادبیات و سلیقه‌ای و ذوقی نبودن آنها از جمله نکاتی است که خواننده امروزی نیز، پس از صدسال، همچنان می‌تواند با کنار زدن زینت‌های ایدئولوژیک مقالات به آنها دست یابد و درباره‌شان بیندیشد.»

 

بخش‌هایی از مطلب «تازه‌های رمان فرانسوی» سیاح را که درباره کتاب مکتب زنان آندره ژِید است برایتان انتخاب کرده‌ایم. برای خواندن کامل مطلب می‌توانید کتاب میراث ادبی فاطمه سیاح را بخوانید.

 

 

عمر فاطمه سیاح کوتاه اما پربار بود. او علاوه بر فعالیت ادبی در عرصه‌های دیگری هم فعال بود. برخی از سمت‌ها و فعالیت‌های او عبارتند از: عضویت در کنگره هزاره فردوسی در سال 1313، عضو هیأت مدیره کانون بانوان وزارت فرهنگ، عضو هیأت نمایندگی ایران در سازمان ملل، از موسسان حزب زنان ایران، عضو تحریریه نشریه پیام نو.

 

 

 

عاشقانه های کوتاه ایرانی کتاب شانس در میدان ماجیوره
آگهی

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *