عکاسی، هنر کمتردیدهشدهی ویرجینیا وولف
ویرجینیا وولف از زمانی که در سال ۱۹۴۱ خودکشی کرد، به خاطر مقالات و رمانهای گرانقدرش، شیفتگان سینهچاکی داشته؛ از کمپین تبلیغاتی برند بربری گرفته تا رماننویسان معاصر تقدیرشدهای که هنوز دفتر خاطرات او را روی میز کنار تخت خود نگه میدارند.
اما درست همانطور که سیلویا پلات از زمان خودکشیاش در سال ۱۹۶۳ سر زبانها افتاده، فهم جایگاه وولف نیز اغلب او را به یک چهره ادبی رنجور جذاب تقلیل داده است؛ برای مثال، پلات را بیشتر به خاطر رمان «حباب شیشه» میشناسند، اما او پس از آنکه به عنوان تصویرگر در روزنامه نیویورکر موفقیت اندکی کسب کرد، به نویسندگی تمام وقت روی آورد.
وولف هم ذوق هنری کمتر شناختهشدهای داشت: درست مانند عمهی بزرگش، جولیا مارگرت کمرون که از پیشگامان عکاسی بود، وولف نیز علاقهی درازمدتی به عکاسی داشت که این قضیه از زمان دیجیتالیشدن آلبومهای عکس او توسط دانشگاه هاروارد، بیشتر آشکار شده است. این آلبومها علاوه بر نمایش تمام و کمال هنر او، نمایی اجمالی از زندگی شخصی و روزمرهی وولف نیز ارائه میدهند.
این عکسها ممکن است گاهی به شدت روزمره به نظر برسد – از همراهی با سگهای محبوبش گرفته تا میزبانی مهمانیهای دوستانه – اما همانطور که وولف در رمان «به سوی فانوس دریایی» به ما نشان داد، در چیزهای معمولی چیزهای فوقالعادهی زیادی پیدا میشود.
نگاهی به یکی از آلبومهای عکس وولف بیاندازید که او از سال ۱۸۹۰ تا زمان مرگش نزد خود نگاه داشته بود.