سلبریتی در میدان شهرت
نویسنده: امیرحسین ممیزاده
کتاب میدان شهرت در ایران توسط یکی از اعضای هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران به نام احسان شاهقاسمی تالیف شده است. مضمون و محتوای کتاب همانطور که از نام آن پیدا است منباب رابطه بین افراد مشهور و نامدار که به عبارتی سلبریتی نامیده میشوند و هوادارانشان است که آقای شاهقاسمی در این کیس تصمیم به انتخاب ایران و ایرانیها گرفته و با تکیه بر مطالعه این نوع روابط بین سلبریتیهای ایرانی و هوادارانشان سعی در نمایان کردن وضعیت پرستش سلبریتی در جامعه ایرانی هستند.
این کتاب برای اولین بار در سال ۱۴۰۱ هجری شمسی توسط انتشارات پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در تهران به چاپ رسید و بعد از آن در دسترس عموم مردم و بخصوص جامعه آکادمیک ایران قرار گرفت. آقای شاهقاسمی با گردآوری تمامی پژوهشها و مطالعاتی که در حوزه سلبریتیها و هوادارانشان در جامعه ایرانی انجام دادهاند و با یاری و استناد بر یافتهها و مطالعات دکتر آرتور آسابرگر سعی در انتقال پاسخ برای سوالات این چنینی داشتهاند که آیا فرهنگ سلبریتی نیز تبدیل به نوعی صنعت شده است؟ آیا چنین افرادی لزوما مستعد بوده و دارای ذکاوت قابل توجهی هستند؟ را پاسخ داده و خواننده را از وضعیتی که دارایش است آگاه سازد.
صنعت و تولید سلبریتی
چنین صنعتی، هیچ شباهتی با صنعت اتومبیل و خط تولید آن نداشته و به نوعی با توسل به استعاره، سعی در بیان نوع فرهنگی-اجتماعی بودن این موضوع دارد. اما از طرفی با توجه به گفتههای نویسنده در بخش مربوطه کتاب که بسیار کوتاه به این مطلب پرداخته و باید اذعان داشت که انتظار میرفت تا کمی بیشتر بر روی این موضوع خاص کار و پرداخته شود، چنین برداشتی را امکانپذیر میسازد که به نوعی به وجه شباهت بین این نوع صنعت و صنعتی که در مکتب تیلوریسم بیان شده پی ببریم.
در مکتب تیلوریسم عمده عقاید بر این ایده استوار بود که بین یک دستگاه مکانیکی و بشر تفاوت چندانی نبوده و انسان نیز مانند دستگاههای کارخانهای باید فوق انرژی و تواناییاش را وفق تولید محصولات تولیدی کارخانهای بکند. از طرفی دیگر ما شاهد این موضوع هستیم که همهی سلبریتیها، انسانهای مستقل حاضر در جامعه که یکباره تبدیل به سلبریتی شده باشند نبوده و در این میان ما شاهد نامورسازانی هستیم که برای امرار معاش خود و مافوقشان، سلبریتیها را تولید و در ذهن و قلب هوادارانشان جا میکنند.
وجه شباهت این نوع صنعت با نوع صنعتی که در مکتب تیلوریسم بیان شد نیز دقیقا در همین نکته قرار دارد که نامورسازان به دنبال وادار کردن هوادارن به استفاده تمام و کمال از انرژی و تواناییهایشان در راستای پرستش محصولات تولیدیشان؛ یعنی همان سلبریتیها هستند. بهتر بود نویسنده کتاب به این موضوع نیز اشاره میکرد که در یک دنیای دیجیتال و مجازی که حتی با یک کلیک یا مشاهده تبلیغ نیز سود حاصل میشود، سلبریتیها نیز نقش قابل توجهی را در صنعت تبلیغات به خود اختصاص داده و سبب دسترسی به سود کلان بسیاری از ابرقدرتهای تبلیغاتی و صنعتی میشوند.
از طرف دیگر اشاره اندک به نقش و تاثیرگذاری روابط فرااجتماعی بین سلبریتیها و هوادارن خود موجب سرخوردگی مخاطب در عین اوج گرفتن و اشتیاق فراوان او حین خواندن این بخش میشد؛ درحالی که این مفهوم به خودی خود پتانسیل این را داشت که بسیاری از سوالهای فرضی به وجود آمده در ذهن مخاطب را پاسخ بدهد.
مخاطب بدون به خرج دادن ذرهای تلاش و تفکر، جذب کارهای خوشایند و مثبتی که مجری برنامه در حال انجام آنهاست شده و سرانجام نیز درگیر نوعی رابطه فرااجتماعی میشود. گویی که مجری آن برنامه با کارهایی که انجام میدهد و با حرفهایی که میزند اهمیت والایی برای مخاطب خودش قائل شده و با تماسهای تلفنیای که با مخاطبان حاضر در خانه برقرار میکند سعی در ارتباطگیری و ادغام او در جریان برنامه دارد که به طور جد تصور ارزشمند و خوبی در ذهن مخاطب تداعی میکند.
استعداد و شبکههای اجتماعی
در بخشی از کتاب، نویسنده به تهی بودن سلبریتیها از استعداد و نمایش این پوچانگاری از طریق شبکههای اجتماعی مختلف میپردازد که در حال حاضر در جامعه ایران بسیار گسترش یافته است. با چنین ایدهای میتوان مخالفت نمود، چراکه بسیاری از افراد نامداری وجود دارند که علیرغم سوءاستفادههای مکرر بسیاری از سلبریتیهای دیگر از مفهوم رویای آمریکایی، با یک رویای آمریکایی و تلاش و پشتکار خود بر روی کار آمده و اگر به کارهایی که مشغول به انجام آن هستند دقت و توجه کافی را داشته باشیم؛ متوجه این خواهیم شد که انجام چنین کارهایی نیازمند یک استعداد و هوش ذاتیای است که با توسل به آن انجام میگیرد.
گرچه نویسنده بین عنوان نامدار و سلبریتی نیز تفاوت قائل شده است که در این زمینه میتوان با او موفق بود؛ البته با این تفاوت که وجه تمایز این دو مفهوم نه استعداد آنها، بلکه زمینه اجتماعی و سیاسی وقت است. منظور از استعداد همان استعداد بالقوهای است که در بین همهی افراد وجود داشته و قابلیت تبدیل کردن آن به یک قوهی بالفعل را دارا هستند.
همین توسل آنان به اینکه من هم رویایی دارم و آن یک رویای آمریکایی است نیز نشانه در این موضوع دارد که این افراد در پی اقدام به بالفعل کردن این قوه استعداد هستند، منتها با به یاد داشتن این نکته که همهی این افرادی که به رویای خود دست مییابند تبدیل به افراد مشهور و سلبریتیهای نامداری نمیشوند.
بخوانیم یا نخوانیم؟
این کتاب عمدتا حاوی مطالب سودمند و اثربخشی است که دادههای آن عمدتا در میدانهای ایران و بعضا با اتکا به دادههایی که پژوهشگران غربی از قبل بدست آورده و گردآوری کردهاند جمعآوری شده و سرانجام نیز به قلم یکی از اساتید گروه ارتباطات دانشگاه تهران تالیف و چاپ شده است. خواندن کتاب از جانب کسی که سالها در بستر آکادمیک بوده، ضرری نداشته و کمترین سودی که حتی کتاب خلاف میلمان باقی میگذارد تفکر است. اگر کتابی یک فرد را به تفکر وا دارد، به این معناست که به غایت اندیشگانی خود در صورت دارا بودنش رسیده است.




