vinesh وینش auth پروفایل

vinesh وینش auth پروفایل

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

زندگی روی سیاره ما؛ سفرِ ناپدیدشدن

«زندگی روی سیاره ما» روایت دیوید اتنبرو از جهانی است که بیش از نود سال شاهد دگرگونی آن بوده؛ از گسترش دانش و رفاه انسان تا کاهش تنوع زیستی و تخریب زیستگاه‌ها. این مقاله کتاب را نه فقط یک هشدار محیط‌زیستی، بلکه نوعی سفرنامه‌ی زمانی می‌بیند؛ سفری در مکان‌هایی مثل پریپیات که طبیعت در آن‌ها به‌تدریج تغییر کرده، ناپدیدشده یا حتی دوباره جان گرفته و شاید هنوز فرصت بازسازی‌شان باقی مانده.

 

 

این مقاله را ۵ نفر پسندیده اند

 


نگذار ببرندم، شارو - وقت مردن نیست
آگهی

 زندگی روی سیاره ما؛ سفرِ ناپدیدشدن

مردی که زودتر از ما به جهان رسید

 

 

اوایل فکر می‌کردم هر سفر، رسیدن است. این‌که جایی روی نقشه هست، بلیت می‌خری، می‌رسی و بعد هم چیزی برای گفتن داری. اما کم‌کم، میان عکس‌هایی که سال به سال در آلبوم، گوشی‌ و هاردهایم انباشته می‌شد، چیز دیگری هم شروع کرد به خودش را نشان دادن: بعضی از این «رسیدن»ها، در واقع دیر رسیدن بود. به جنگلی که خلوت‌تر از دفعه‌ی قبل شده بود، به چشمه‌ای که دیگر آن‌قدر گرم نبود، به روستایی که بیشتر شبیه خاطره‌ی خودش شده بود تا یک مکان زنده.

خواندن «زندگی روی سیاره ما» نوشته‌ی دیوید اتنبرو، برای من از همین‌جا شروع شد؛ نه از کنجکاوی درباره‌ی یک چهره‌ی مشهور یا یک کتاب پرفروش، بلکه از مواجهه با صدای کسی که انگار سال‌ها زودتر از ما رسیده و حالا دارد از چیزهایی حرف می‌زند که ما تازه داریم نبودن‌شان را تجربه می‌کنیم.

اگر سفرنامه‌ها معمولاً درباره‌ی دیدن جهان‌اند، این کتاب بیشتر شبیه ثبت ناپدید شدن آن است؛ نوعی گزارش از مقصدهایی که هنوز نام دارند، اما دیگر به همان معنا وجود ندارند.

 

شاهد در سفر زمان، دیدن ناپدیدشدن

«زندگی روی سیاره ما» بیش از آن‌که زندگی‌نامه‌ی دیوید اتنبرو باشد، به زندگی او به‌عنوان یک شاهد تکیه می‌کند. مردی که نزدیک به هفت دهه از عمرش را در سفر، فیلم‌برداری و مشاهده‌ی طبیعت گذرانده و از طریق تلویزیون، میلیون‌ها نفر را با جهان حیوانات و گیاهان آشنا کرده. به همین دلیل، وقتی درباره‌ی نابودی جنگل‌ها، کاهش گونه‌ها یا تغییر اقلیم حرف می‌زند، صدایش صرفاً صدای یک نویسنده‌ی محیط‌زیست نیست؛ صدای کسی است که بخشی از این تغییرات را در طول زندگی خود دیده.

 

بومیان گینه‌نو
بومیان گینه‌نو
دیان فاسی، حامی گوریل‌های کوهستانی رواندا
دیان فاسی، حامی گوریل‌های کوهستانی رواندا

 

از نخستین سفرهای اکتشافی‌اش، از سفر دشوار به گینه‌نو، تا مواجهه با گوریل‌های رواندا، طبیعت در سال‌های جوانی او هنوز سرزمینی برای کشف بود. اما در ادامه، لحن کتاب تغییر می‌کند: آنچه زمانی کشف می‌شد، حالا در معرض از دست رفتن است.

این تغییر، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کتاب است. اتنبرو در اینجا بیشتر از آن‌که کاشف باشد، «شاهد» است؛ شاهد کاهش تنوع زیستی، کوچک شدن زیستگاه‌ها و ناپدید شدن گونه‌ها.

 

اینجا یکی از نکات مهم کتاب برای من معنای دیگری پیدا کرد. وقتی اتنبرو از انقراض گونه‌ها حرف می‌زند، مسئله دیگر یک مفهوم دور و آماری نیست. خود من نیز در سال‌های اخیر شاهد ناپدیدشدن پرنده گیلانشاه در ایران بوده‌ام؛ تجربه‌ای کوچک در مقیاس بحران جهانی، اما از همان جنس. گاهی در سفر، چیزی را نه به این دلیل که دیده‌ای، بلکه به این دلیل که دیگر نمی‌بینی، می‌شناسی.

اتنبرو همچنین تاریخ حیات را به یادمان می‌آورد: فسیل‌ها شاهد دوره‌های پیشین حیات و انقراض بزرگ زمین‌اند. تفاوت امروز در این است که یک گونه، یعنی انسان خردمند، به چنان قدرتی رسیده که می‌تواند در مقیاسی سیاره‌ای بر سرنوشت گونه‌های دیگر اثر بگذارد.

 

زیر نویس عکس :فوک هاوایی گرفتار در طناب، عکاس بعد عکس کمک کرد و فوک رها شد.
عکس:مایکل پیتز
فوک هاوایی گرفتار در طناب، عکاس بعد عکس کمک کرد و فوک رها شد./ عکاس:مایکل پیتز

 

آلودگی اقیانوس با پلاستیک-عکاس: ریچ کری
آلودگی اقیانوس با پلاستیک/ عکاس: ریچ کری

 

پریپیات؛ امید به بازگشت مقصد

انتخاب پریپیات برای آغاز و پایان کتاب، یکی از هوشمندانه‌ترین انتخاب‌های روایی اتنبروست. شهری که پس از فاجعه‌ی چرنوبیل تخلیه شد و انسان از آن عقب نشست. اما طبیعت، آرام‌آرام بازگشت؛ درختان و گیاهان فضای رهاشده را پوشاندند و جانوران دوباره در آن منطقه دیده شدند.

پریپیات شبیه پمپئی یا ماچوپیچو نیست؛ ویرانه‌ای نیست که به‌خاطر گذشته‌ی باشکوهش به مقصد گردشگری تبدیل شده باشد. اینجا یادگار یک شکست انسانی است. بااین‌حال، همین مکان در کتاب به نشانه‌ای از امکان بازسازی تبدیل می‌شود: وقتی انسان عقب می‌نشیند، طبیعت هنوز توان بازگشت دارد.

تصویر پریپیات، با خبرهای امروز هم معنای دیگری پیدا می‌کند. سیل ویرانگر اخیر نپال که در پی فروپاشی یخچال و جاری‌شدن حجم عظیمی از آب، گل و سنگ رخ داد، بار دیگر یادآور شد که ویرانی طبیعت فقط تصویری دوردست نیست و می‌تواند در چند ساعت، زندگی و چشم‌انداز یک سرزمین را دگرگون کند.

این تصویر، کلید فهم پایان امیدوارکننده‌ی کتاب است. اتنبرو نمی‌گوید آسیب‌ها وجود ندارند؛ می‌گوید طبیعت هنوز ظرفیت ترمیم دارد، اگر انسان فرصت آن را فراهم کند.

 

لانه‌سازی لک‌لک سفید در انگلستان بعد از صدها سال در 2019 / عکاس:نیک آپتن
لانه‌سازی لک‌لک سفید در انگلستان بعد از صدها سال در 2019 / عکاس: نیک آپتن

 

ترسناک ولی امیدوار

«زندگی روی سیاره ما» کتاب آرامی نیست؛ حتی اگر صدای اتنبرو برای بسیاری از ما یادآور همان لحن آرام و اطمینان‌بخش مستندهای طبیعت باشد. هنگام خواندن کتاب، چند بار احساس اضطراب کردم؛ حتی یک بار متوجه بالا رفتن ضربان قلبم شدم. حجم بحران‌ها گاهی آن‌قدر زیاد است که آینده را بیشتر شبیه یک تهدید می‌بینی تا یک امکان. این می‌تواند نقطه ضعف کتاب باشد: هشدار بیش از حد ممکن است به‌جای ایجاد مسئولیت، احساس درماندگی ایجاد کند. اما اتنبرو آگاهانه تلاش می‌کند این ترس را به امید پیوند بزند.

از نظر اتنبرو، مسئله فقط گرم‌تر شدن زمین یا نابودی چند جنگل‌ و گونه نیست؛ مشکل این است که انسان از ظرفیت‌های قابل تحمل یک سیستم زنده عبور کرده. گسترش کشاورزی و دامپروری، صید بی‌رویه، مصرف بالای گوشت و وابستگی به سوخت‌های فسیلی، در کنار مصرف گسترده‌ی مواد و کالاها، زنجیره‌ای از پیامدها را ایجاد کرده‌. در برابر این وضعیت، او بر تغییر الگوی زندگی و همکاری جهانی تأکید می‌کند و در نهایت به تعادلی میان «مردم، سیاره و سود» می‌رسد؛ تعادلی که در آن اقتصاد نباید در مقابل طبیعت قرار بگیرد.

نکته‌ی قابل تأمل اینجاست که راه‌حل‌های اتنبرو، برخلاف هشدارهایش، همیشه به همان اندازه دقیق و قانع‌کننده نیستند. او به فن‌آوری، نوآوری، تغییر مصرف و توافق جهانی امید دارد، اما تحقق چنین تغییری بیش از آن‌که به یک راه‌حل فنی وابسته باشد، به تصمیم‌های سیاسی و همکاری همه کشورها به خصوص قدرتمندترین‌ها نیاز دارد. همین‌جاست که خوش‌بینی کتاب کمی شکننده به نظر می‌رسد.

شاید برای یک مسافر، هیچ چیز ملموس‌تر از تغییر یک منظره نباشد. بارها در سفرهایم، مرجان‌های سفیدشده‌ی جزایر جنوبی ایران، به خصوص کیش و قشم را دیده‌ام و در مقابل، در مالزی، سریلانکا و تایلند، صخره‌های مرجانی را دیده‌ام که هنوز سرشار از زندگی بودند.

مقایسه‌ی این دو تصویر، برایم همان چیزی است که اتنبرو در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر درباره‌اش حرف می‌زند: طبیعت فقط موضوع مطالعه نیست؛ چیزی است که می‌توان تغییرش را با چشم دید.

البته سفیدشدگی مرجان لزوماً به معنای مرگ فوری آن نیست، اما همین تغییر، شکنندگی اکوسیستمی را نشان می‌دهد که با تغییر شرایط می‌تواند تعادل خود را از دست بدهد.

«سفر، اگر دقیق نگاه کنیم، فقط دیدن زیبایی‌ها نیست؛ دیدن چیزهایی هم هست که دیگر مثل گذشته نیستند.»

 

از سفر تا شهادت  

اتنبرو در یکی از مستندهای قدیمی‌ترش، Attenborough: 60 Years in the Wild، به تصویری از خود در میدان سنت‌پیتر رم در سال ۱۹۷۸ برمی‌گردد؛ جایی که درباره‌ی رشد جمعیت انسان و فشار فزاینده بر منابع زمین هشدار می‌دهد. سال‌ها بعد، ایستادن من در همان میدان، این تصویر را هنگام خواندن کتاب دوباره زنده کرد؛ انسانی که دهه‌ها پیش درباره‌ی آینده‌ی سیاره هشدار داده بود و حالا در «زندگی روی سیاره ما» از آخرین فرصت‌های تغییر سخن می‌گوید.

کتاب، برخلاف بسیاری از آثار پیشین اتنبرو، دیگر صرفاً روایت شگفتی‌های طبیعت نیست؛ شهادت درباره‌ی تغییر آن است. در مقایسه با Braiding Sweetgrass رابین وال کیمرر، که بر رابطه‌ی فرهنگی و اخلاقی انسان با طبیعت تأکید دارد، زبان اتنبرو مستقیم‌تر و هشداردهنده‌تر است و مخاطب را به تغییر رفتار فرامی‌خواند. مستند هم‌نام کتاب نیز همین نگاه را در تصویر دنبال می‌کند و تجربه‌ی شخصی اتنبرو را با فقدان طبیعت و امکان آینده‌ای متفاوت پیوند می‌دهد.

این کتاب برای خواننده‌ی علاقه‌مند به طبیعت، سفر، حیات‌وحش و بحران محیط‌زیست کتاب مناسبی است، اما مخاطب اصلی‌اش شاید کسی باشد که هنوز فکر می‌کند این بحران، مسئله‌ای دور از زندگی روزمره‌ی ماست.

 

بزرگ‌ترین فرصت ما

آنچه برای من از کتاب باقی ماند، بیشتر یک سؤال است تا یک نتیجه:

اگر اتنبرو در طول زندگی خود بارها به مکان‌هایی برگشته و تغییرشان را دیده، ما مسافران امروز وقتی به همان مکان‌ها بازگردیم، چه خواهیم دید؟

شاید «زندگی روی سیاره ما» در نهایت کتابی درباره‌ی نجات زمین نباشد؛ زمین پیش از ما بوده و احتمالاً بعد از ما هم راه خودش را پیدا خواهد کرد. مسئله، نجات جهانی است که «ما برای زیستن در آن به آن وابسته‌ایم.»

و شاید سفرنامه‌ی واقعی ما هنوز تمام نشده؛ فقط این بار مقصد، جایی است که باید کمک کنیم دوباره امکان زندگی در آن وجود داشته باشد.

 

سفرمفر

                                                         

نگذار ببرندم، شارو - وقت مردن نیست
آگهی

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *