vinesh وینش auth پروفایل

vinesh وینش auth پروفایل

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

دیوید اتنبرو؛ مسافرِ یک سیاره

دیوید اتنبرو در صد سالگی راوی طبیعت نیست؛ او شاهد دگرگونی جهانی است که دیده. این پرونده، مسیر زندگی و کار او؛ از سفرها تا روایت بحران زیست‌محیطی را دنبال می‌کند و با نگاهی از جنس تجربه، کتاب، مستند، تصویر، خاطره و سفر را کنار هم می‌گذارد تا چهره‌ای چندوجهی از مسافر سیاره امروز، پیش چشم ما قرار دهد.

 

 

این مقاله را ۴ نفر پسندیده اند

 


دیوید اتنبرو؛ مسافرِ یک سیاره

یک قرن تماشای جهانی که تغییر کرد

 

 

از جست‌وجوی باغ‌وحش تا تماشای سیاره

برای بسیاری، سفر با مقصد آغاز می‌شود؛ با شهری که هنوز ندیده‌ایم، جزیره‌ای که روی نقشه دنبال کرده‌ایم، جنگلی که نامش را از کتابی به خاطر سپرده‌ایم یا جانوری که فقط تصویرش را دیده‌ایم. اما گاهی سفر، شکل دیگری پیدا می‌کند: جهان را آن‌قدر دنبال می‌کنیم که خودِ زمین به مقصد تبدیل می‌شود.

دیوید اتنبرو از همین جنس مسافران است؛ مسافری که بخش بزرگی از قرن بیستم، و ربع نخست قرن بیست‌ویکم را در حرکت گذراند و دوربین را به وسیله‌ای برای دیدن جهان بدل کرد. از سفرهای اولیه‌اش در جست‌وجوی جانوران و تجربه‌های تلویزیونی نخستین تا جنگل‌ها، جزیره‌ها، کوهستان‌ها و پهنه‌های دورافتاده‌ای که بعدها میلیون‌ها نفر از دریچه روایت او دیدند، مسیر اتنبرو فقط تاریخ یک مجری یا مستندساز نیست. بلکه تاریخ تغییرِ نگاه ما به طبیعت نیز هست.

 

مراسم جشن صدسالگی
مراسم جشن صدسالگی

 

شاید مهم‌ترین تفاوت او با بسیاری از روایتگران سفر در این باشد که مقصد برایش صرفاً جایی برای رسیدن نیست. هر مکان، رابطه‌ای میان موجودات زنده، زیستگاه و انسان را آشکار می‌کند. به همین دلیل است که نام‌هایی چون گینه نو، رواندا یا گالاپاگوس، در روایت اتنبرو فقط نشانی روی نقشه نیستند؛ هرکدام بخشی از داستان پیچیده حیات‌اند.

در طول این مسیر، خودِ اتنبرو نیز تغییر کرده. مردی که در سال‌های جوانی بیشتر به کشف و معرفی جهان طبیعی می‌پرداخت، به تدریج به شاهد ناپدیدشدن بخشی از همان جهان تبدیل شد. تفاوت مهمی است: کشف کردن، نگاه مسافر را به سوی ناشناخته می‌برد؛ شاهد بودن، او را وادار می‌کند درباره آنچه در برابر چشمش از دست می‌رود سخن بگوید.

همین تغییر را می‌توان در فاصله میان تصاویر و مستندهای قدیمی او و آثار متأخرش دید. طبیعت در ابتدا بیشتر شگفتی است؛ بعدها، شگفتی با نگرانی همراه می‌شود. در این مرحله، اتنبرو دیگر فقط درباره جانوران و زیستگاه‌ها حرف نمی‌زند؛ درباره انتخاب‌های انسان نیز حرف می‌زند: درباره مصرف، اقتصاد، سیاست، تغییرات اقلیمی و مسئولیتی که از تماشای جهان به دوش تماشاگر منتقل می‌شود.

اما شاید جذاب‌ترین بخش میراث او همین تناقض باشد: اتنبرو هم راوی زیبایی است و هم شاهد تخریب آن. صدایش در طول دهه‌ها با تصاویری از جهان طبیعی همراه شده که گاه چنان باشکوه‌اند که انسان را از خود بی‌خود می‌کنند؛ و گاه آن‌قدر شکننده‌اند که دیگر نمی‌توان صرفاً تماشایشان کرد.

کتاب زندگی روی سیاره ما در این مسیر جایگاه ویژه‌ای دارد. اتنبرو در آن، برخلاف بسیاری از آثار طبیعت‌نگارانه، به گذشته خود بازمی‌گردد و از منظری زمانی به جهان نگاه می‌کند؛ جهانی که در طول عمر او تغییر کرده. سفر در این کتاب بیش از آنکه جغرافیایی باشد، سفری میان دهه‌هاست: به مکان‌هایی که زمانی سرشار از حیات بوده‌اند و امروز بخشی از آن را از دست داده‌اند؛ و به جاهایی مانند پریپیات که داستان طبیعت در آن‌ها پیچیده‌تر از روایت ساده «ویرانی» است.

برای خواننده‌ای که سفر را فقط جابه‌جایی میان کشورها نمی‌داند، این نگاه اهمیت دیگری پیدا می‌کند. بازگشت به یک مکان، همیشه به معنای دیدن همان جایی نیست که قبلاً دیده‌ایم. ساحلی که زمانی مرجان‌های زنده داشته، جنگلی که پوشش گیاهی‌اش تغییر کرده، تالابی که پرندگانش کمتر شده‌اند یا شهری که طبیعت پس از ترک انسان دوباره در آن پیشروی کرده، همگی می‌توانند یک سفر را به مقایسه‌ای میان دو زمان تبدیل کنند.

در تجربه سفر نیز گاهی همین اتفاق می‌افتد. آنچه در عکس‌های قدیمی، یادداشت‌های سفر یا خاطره‌ای از چند سال پیش باقی مانده، ناگهان، در برابر اکنون قرار می‌گیرد. اتنبرو این تجربه شخصی را در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر به روایت عمومی تبدیل کرده: سیاره‌ای که خودش را در طول یک عمر به او نشان داده و حالا از ما می‌خواهد فقط به تصویرهایش نگاه نکنیم، بلکه تغییر را ببینیم.

با این حال، اتنبرو را نمی‌توان تنها با عنوان «صدای طبیعت» خلاصه کرد. بخشی از اهمیت او در موضع‌گیری‌هایی است که به‌تدریج آشکارتر شده‌اند. محبوبیت او شاید چهره‌ای آرام و بی‌خطر، از یک مرد سالخورده و طبیعت‌دوست ساخته باشد، اما در سخنانش درباره نابرابری، اقتصاد، سیاست و بحران اقلیمی، مواضعی وجود دارد که بسیار صریح‌تر از این تصویر عمومی‌اند. همین وجه، پرسشی مهم را پیش می‌کشد: آیا محبوبیت فراگیر او باعث شده برخی حرف‌های رادیکال‌ترش کمتر شنیده شوند؟

 

پرونده پیش رو از همین نقطه شکل گرفته: نه برای ساختن یک اسطوره بی‌نقص از اتنبرو، و نه برای تکرار کارنامه‌ای که بارها نوشته شده، بلکه برای نگاه کردن به مسیری که یک انسان در طول یک قرن پیموده و پرسیدن این‌که این مسیر درباره خودِ ما چه می‌گوید.

در این مجموعه، اتنبرو را در چند قاب می‌بینیم: در خاطره کسانی که به‌طور اتفاقی با او روبه‌رو شده‌اند؛ در زندگی و کارنامه‌ای که او را به یکی از شناخته‌شده‌ترین روایت‌گران طبیعت تبدیل کرده؛ در مستندهایی که امید را جایگزین روایت صرفاً آخرالزمانی می‌کنند؛ در جمله‌هایی که از زبان خودش باقی مانده‌اند؛ در تصاویر یک عمر کاوش؛ در کتابی که شاید شخصی‌ترین روایت او از سیاره باشد؛ و سرانجام در نوشته‌ای که وجه سیاسی‌تر و رادیکال‌تر این چهره آشنا را آشکار می‌کند.

سفر اتنبرو هنوز، دست‌کم در روایت‌هایش، به پایان نرسیده. شاید ارزشمندترین بخش میراث او نیز همین باشد: اینکه پس از دهه‌ها تماشا، هنوز ما را به دیدن دعوت می‌کند؛ اما این بار نه فقط برای شگفت‌زده شدن از آنچه روی زمین وجود دارد، بلکه برای پرسیدن اینکه وقتی دوباره به همان مکان‌ها برمی‌گردیم، چه چیزی باقی مانده!

 

هفت دریچه برای دیدن اتنبرو

 

صدسال با اتنبرو

 

 

دیوید اتنبرو؛ صدای سیاره زمین در یک قرن روایت طبیعت

دیوید اتنبرو؛ صدای سیاره زمین در یک قرن روایت طبیعت

 

 

گریز از روایت آخرالزمان زیست‌محیطی ۷ مستند درباره توانایی زمین برای ترمیم خویش

گریز از روایت آخرالزمانی زیست‌محیطی

 

 

آتنبرو

نجوای دیوید اتنبرو

 

 

اتنبرو، چشم جان زمین

اتنبرو، چشم جان زمین

 

 

زندگی روی سیاره ما؛ سفرِ ناپدیدشدن

زندگی روی سیاره ما؛ سفر ناپدیدشدن

 

 

دیوید اتنبرو فقط یک گنجینه‌ی ملی نیست؛ او رادیکال‌ترین چهره‌ی تلویزیون بریتانیاست

دیوید اتنبرو فقط یک گنجینه‌ ملی نیست؛ او رادیکال‌ترین چهره تلویزیون بریتانیاست

 

 

 

سفرمفر

 

 

سفرمفر

انجمن نویسندگان کودک و نوجوان
آگهی

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

4 دیدگاه در “دیوید اتنبرو؛ مسافرِ یک سیاره”

  1. Naser Rasekh می گوید:

    مطلب خوبی بود. به نظر من کلیدی ترین و در عین حال غم انگیزترین بخش مقاله همانا فراز پایانی است : “وقتی دوباره به همان مکان ها بر می گردیم ، چه چیزی باقی مانده ؟” که در مورد ایران متاسفانه باید گفت فاجعه
    ممنون از شما

  2. تداخل دارویی می گوید:

    از انتشار این مطلب تشکر می‌کنم. پرداختن به چنین موضوعاتی با زبان ساده و قابل فهم برای خوانندگان ارزشمند است. توضیح نکات اصلی روشن بود و مطالعه آن باعث شد برای بررسی جزئیات بیشتر کنجکاو شوم. منتظر نوشته‌های بعدی شما هستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *