سایت معرفی و نقد کتاب وینش

دیالوگ تک نفره

شعر

دیالوگ تک نفره


تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

تهیه این کتاب

پلاتو نوشته‌ی پری‌سا امامی، در بیشتر شعرهایش تصویری است از جنون و خشم که بریده بریده به روی کاغذ پخش شده و گاهی تکه­‌تکه­‌هایش از هم دور افتاده است. از قواعد دستوری پیروی نمی‌­کند و به همین خاطر باید خودت به عنوان خواننده دست به کار شوی و بروی دنبال آن معنای احتمالی که شاعر در نظر داشته یا حتی نداشته است.    

پلاتو

نویسنده کتاب: پریسا امامی

ناشر: آنیما

نوبت چاپ: ۱ سال چاپ: ۱۳۹۸

تعداد صفحات: ۶۰

سعید توکلی

سعید توکلی

سعید توکلی

سعید توکلی

پلاتو نوشته‌ی پری‌سا امامی، در بیشتر شعرهایش تصویری است از جنون و خشم که بریده بریده به روی کاغذ پخش شده و گاهی تکه­‌تکه­‌هایش از هم دور افتاده است. از قواعد دستوری پیروی نمی‌­کند و به همین خاطر باید خودت به عنوان خواننده دست به کار شوی و بروی دنبال آن معنای احتمالی که شاعر در نظر داشته یا حتی نداشته است.    

پلاتو

نویسنده کتاب: پریسا امامی

ناشر: آنیما

نوبت چاپ: ۱ سال چاپ: ۱۳۹۸

تعداد صفحات: ۶۰


تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

تهیه این کتاب

هر هنری به ماده‌ی خام اولیه نیاز دارد؛ نقاشی به رنگ، پیکرتراشی به سنگ، موسیقی به صدا، و شعر به زبان. اما ماده اولیه‌ی شعر زندگی بسامان خود را دارد. بیرون از حیات شعر، با قاعده و نظام‌­مند. پیش از آن‌که بر ذهن شاعر جاری شود و از آن هزارتوی اندیشه عبور کند و تبدیل شود به شعر. ما عموماً اشتباه می‌­کنیم که انتظار داریم قوانین دستور زبان باید در شعر رعایت شود. زبان در شعر ماده اولیه است و باید بی‌­شکل باشد و سیال، تا تن بدهد به مظروف که اندیشه‌ی شاعر است. باید بتواند آن تخیل را تجسم ببخشد و منتقل کند به مخاطب. پلاتو نوشته‌ی پری‌سا امامی، در بیشتر شعرهایش تصویری است از جنون و خشم که بریده بریده به روی کاغذ پخش شده و گاهی تکه­‌تکه­‌هایش از هم دور افتاده است. از قواعد دستوری پیروی نمی‌­کند و به همین خاطر باید خودت به عنوان خواننده دست به کار شوی و بروی دنبال آن معنای احتمالی که شاعر در نظر داشته یا حتی نداشته است:

«تکانی در سینه، می‌­پرید از گلو آ…

می­‌چرخید زبان آ…

انگشت‌­ها در تمنا

رقصیدنی بی­‌سرانجام

در شبی که هراس فراموش کردن نامت

بر سینه­‌ی آخته‌­ام سایه انداخته بود،

چنگ زدم بر افسار گسیخته‌­ی زمان

در لرزش‌گری‌ه­ای بی‌­اختیار

نامت ناخوانا…» ص۱۶

در چنین حالتی است که ذهن، ناخواسته دنبال موسیقی کلام می‌­رود، و همین موسیقی جور پیچیدگی دریافت معنا را می‌کشد. باید پیش از هر چیز بتوان از شعر لذت بُرد. اگر از گفته‌ی شاعر سر در نمی‌آوری دست­کم به آهنگ کلامش گوش بسپار. موسیقی آن دام پهن‌شده‌ی ابتدایی است که می­‌خواهد پاگیرت کند، اگر معنا را در نیافته بودی. این جناس­‌ها نمونه­‌ای است از موسیقی کلامِ یکی از شعرهای این مجموعه: (دستان)، (هنجارشکنان)، (خیابان)، (سرگردان)، (عریان) و… چه بسا بتوان از سطر به سطر شعر، افاعیلی هم بیرون کشید. همین نکته‌­هاست که باعث می‌­شود از کتاب لذت ببری. کتاب می­‌خواهد که تا آخر این مسیر را ادامه دهی و وارد آن دنیای پر رمز و راز خیال شاعر شوی.

 گفتم که شعرهای پری­سا امامی تصویری است از جنون و خشم. یکی از دلایلش جمله­‌های کوتاه و شلاقی مجموعه است که لحظه­‌ای مثل تندر می‌­آیند و می‌­روند، سرد و خشن و بی­‌ملاحظه. شاعر فرصت چندانی برای تأمل به مخاطبش نمی­‌دهد تا کلمات در گوش جانش بنشیند. مثل همان موسیقی است. نیازی نیست که بفهمی چه می­‌گوید، لحن نشان می‌­دهد که شعر دارد باری از دوش شاعر برمی‌­دارد و آن را بر شانه‌ی مخاطب می­‌گذارد:

«از چشم در حصار

در چشم، با حصار

هزار پیچ در تو

مغلوب از توده‌­ای که

نمی­‌بارد

مغلوب در توده­‌ای که

باد پراکنده­‌اش نمی­‌کند…» ص۳۸

یا این شعر:

«فراموش نمی‌­شود

خاطره­‌ای که نیامده

اشتیاقی بی­‌سرانجام

مصدر گریستن

تلاطمی از نداشتن

سُریدنی بین انگشت‌­ها

چنگ بر هیچ

نور، لرزیده در سطح

نور، شکسته در عمق…» ص۲۷

من به این اعتقاد ندارم که برای هنرمند خط مشی مشخص کنیم و حد و مرز نشان دهیم، ولی به این ایمان دارم که بهتر است کمی با مخاطب مهربان بود. باید اجازه داد که مخاطب بتواند بی ­آنکه سردرگم شود یا بیراهه برود در فضای شعر قدم بزند و نفس بکشد. باید بتواند دنبال عواطف مشترک بگردد و خودش را در اثر بازبیابد. هرچقدر راه ورود به عوالم اثر پر پیچ و خم باشد مخاطب دورتر خواهد شد و به جای لذت بردن از اثر بیشتر درگیر حل معمای معنا خواهد شد. مگر غیر از این است که مجموعه چاپ می­‌شود که به دست خواننده برسد؟ مگر جز این است که شاعر می­‌خواهد خوانده شود؟ چند شعر پلاتو اتفاقاً مهربان‌­ترند. حواس‌شان هست که چگونه عمل می­‌کنند. رفتارشان را می­‌سنجند. آیا این‌­ها بعد از آن‌همه خشم­ و جنون­ نوشته شده‌­اند؟ بعد از آن‌که طوفان عواطف شاعر فروکش کرده؟ مهم نیست فقط می‌­شود بیشتر با آن‌ها همراهی کرد. بیشتر می‌­شود ازشان لذت برد و هم‌ذات‌­پنداری کرد. حرف­‌های‌شان و دردهای‌شان آشناتر است. خود زندگی است، همان قدر روزمره، همان قدر ملموس، و شاید همان قدر ترسناک:

«روی صندلی لهستانی نشسته­‌ام

زمستان پشت پنجره لمیده

دانه­‌های برف نزدیک­‌تر، دورتر

انگار پرت شده‌­ام

نه کسی نجاتم می‌­دهد

نه به زمین می‌­رسم…» ص۵۴

و اتفاقاً منظور من لزوماً ساده‌نویسی نیست و منظور من لقمه‌ی آماده برای خواننده ترتیب دادن نیست. اتفاقاً من با پخته‌­خواری مخالفم اما فکر می‌­کنم باید نقشه‌ی راهی که به دیگران می‌­دهیم درست باشد. نه میان‌­بُر باشد نه کوتاه و نه آسان، بلکه درست باشد تا مخاطب بتواند اگر خواست، با کمی تلاش به آن برسد؛ نه این‌که در تخیلات هنرمند غوطه بخورد و چیزی از آن‌همه پریشانی و به هم­‌ریختگی عایدش نشود.

باید از نیما سپاسگزاری کنیم. نیما بود که تأکید کرد در شعر باید خودمان باشیم. گویش و زبان خودمان را داشته باشیم و به جنسیت‌مان احترام بگذاریم. ما فقط موظفیم ادای خودمان را در بیاوریم! خوب یا بد، زشت یا زیبا. این مجموعه دغدغه­‌های یک زن است؛ ترس­‌ها و نگرانی­‌هایش، آرزوهایش. تلاشی است برای معرفی خود به دیگران. رفت و آمدی است از درون به بیرون و از بیرون به درون. اگرچه پیش از خواندن کتاب، نام آن مخاطب را دچار پیش‌داوری می­‌کند که شاید با شعرهایی چند صدایی روبه‌­رو شود اما مجموعه یک مونولوگ است، مونولوگی در تنهایی. حتی وقتی شاعر دارد با کسی صحبت می­‌کند نیز فقط واگویه‌­هایی است در تنهایی، یا دست­کم این‌طور به نظر می‌­رسد. وقتی هم پرسشی می­‌کند منتظر پاسخی نیست، تنها استفهام انکاری است: «…از تو چه مانده است؟ جز صورتی استخوانی/ دست­‌هایی زخمی…» ص ۴۰

باید در آخر اضافه کنم که با همه‌ی این تفاسیر، ما با شاعر روبه‌­روییم. شاعری دغدغه­‌مند که می‌­خواهد دنیا را جای بهتری برای زیستن کند؛ با آفرینش هنر و زیبایی. اگر حتی انسان برای شاعر شدن اختیاری از خود نداشته باشد و تسلیم سرنوشت شود، در شاعر ماندن مختار است و نیاز به تلاش مستمر دارد، بی‌­آنکه لحظه­‌ای خسته شود و از حرکت بایستد. اولین چاپ پلاتو، در سال ۹۸، به همت انتشارات آنیما روانه بازار کتاب شده است.

 

  این مقاله را ۱۰ نفر پسندیده اند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *