خاطره خود زندگیست
شاید بهتر باشد پیش از هرچیز ببینیم این «مموآر» (Memoir) یا «خاطرهنگاری» چیست که اینقدر نقل محافل شده است. مموآر یک ژانر ادبی است که بر خاطرات شخصی نویسنده و تجربیات او از دورهای خاص یا موضوعی مشخص استوار شده است. همچنین، مموآر میتواند مجموعهای از رویدادهای زندگی نویسنده باشد که در آن به عمق احساسات و معنای شخصی آن تجربیات پرداخته باشد. مموآر در حوزه ادبیات روایی است و شباهتهای بسیاری با زندگینامه یا زندگینامه خودنوشت دارد؛ اما برخلاف خودزندگینامه که همه جوانب زندگی را پوشش میدهد، مموآر معمولاً بر روی لحظات خاص، تأثیرگذار یا معنیدار تمرکز دارد.
مموآر هم همچون جُستار در حوزه «ناداستان» (Non-Fiction) طبقهبندی میشود؛ عرصهای که در سالهای اخیر طرفداران بسیاری پیدا کرده است. مموآر و جستار شخصی دو فرم اصلی در ناداستان خلاق هستند و واضحترین تفاوت در دامنه و حجم آنهاست: مموآر داستانی اصلی از زندگی را روایت میکند و جستار شخصی کوتاه است و فضای کمتری در اختیار دارد. موضوعات ظریفتر در جستارهای شخصی بهتر پرداخته میشوند و کمک میکنند تا نویسنده بر یک واقعه یا یک تصویر تمرکز کند.
صداقت و تمایل به آسیبپذیر بودن روی کاغذ، کلید نوشتن جستارها و مموآرهایی است که خواننده تا پایان زمینشان نگذارد. اگر بخواهیم یک نمونه مموآر درست و درمان در ادبیات فارسی معاصر مثال بزنیم باید به «سنگی بر گوری» جلال آلاحمد اشاره کنیم که بسیار خواندنی است و منحصر بفرد. کاری که جلال در این اثر کرده دقیقاً با تعاریف مموآر همخوانی دارد: نویسنده از یک تجربه شخصی دردناک (عقیم بودن) خود نوشته و خشم و احساسات و اندیشه و ادراک خود را با خواننده در میان گذاشته است. آنهم در فرهنگی که بیشتر سنت شفاهی داشته و مثل غرب نوشتن خاطرات و روزانهها امری معمول محسوب نمیشود.
کتاب «روزها در راه» نوشته شاهرخ مسکوب نیز میتواند در همین گونه اثری شاخص در نظر گرفته شود. شاهرخ مسکوب که یکی از بهترین پژوهشگران فرهنگ و ادب معاصر ماست در این اثر با همان نثر ستودنی و حیرتانگیز خویش به برخی خاطرات سالهای دور و نزدیک زندگیش پرداخته است.
شاید اگر بخواهیم به قدیمیترین نمونه خاطرهنویسی در ادبیات فارسی اشاره کنیم به «روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه» برسیم؛ کتابی که توسط محمدحسن خان، شهردار و درباری ناصرالدینشاه، در سالهای ۱۲۹۲ تا ۱۳۱۳ هـ. (تقریباً ۱۵–۱۶ سال از زندگی در دربار) نوشته شده است. در این خاطرات، او بهصورت روزنامهای، وقایع سیاسی، رویدادهای دربار، و تجربیات شخصی خود را بیان میکند.
در ادبیات انگلیسی اما نمونههای خاطرهنویسی خوب فراوان است. مثلاً «وقتی از دو حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم» نوشته هاروکی موراکامی و یا «فضیلتهای ناچیز» از ناتالیا گینزبورگ. اگر به حوزه نویسندگی علاقمند باشید کارهای آرتور کریستال نمونههایی قابلتوجه هستند که گاهی در مرز میان جستار و مموآر حرکت میکنند؛ برای مثال کتاب «فقط روزهایی که مینویسم» که از سوی نشر اطراف منتشر شده است.
از آنجا که در بسیاری موارد خاطرهنویسی با خودزندگینامه یکی انگاشته میشود بد نیست درباره تفاوتهای آنها بیشتر توضیح دهیم. خودزندگینامه داستان کلی زندگی یک فرد است. در حالی که مموآر باید در یک حوزه تخصصی خاص باشد که توجه خواننده را جلب کند. یعنی یک نویسنده یک اتوبیوگرافی دارد، اما میتواند چندین مموآر در حوزههای مختلف زندگی خود بنویسد، مثلا در مورد کودکی سختش، بیماری درمان ناپذیر برادر یا خواهرش، رابطه سخت و طولانی والدینش یا تجربهاش از جنگ.
در اتوبیوگرافی نویسنده مسیر کلی زندگیاش را مرور میکند و خواننده این مسیر را دنبال میکند، درحالیکه مموآر در حوزه تجربه خاص شماست. یعنی جایی که هیچکس به اندازه شما بر آن تجربه احاطه ندارد. البته این به این معنی نیست که لازم نیست درباره کارتان تحقیق کنید. مثلا اگر درباره بیماری پدرتان مینویسید باید پیشینه علمی لازم برای درک آن را مطالعه کنید یا اگر درباره خاطرات جنگ یا اتفاقی سیاسی مینویسید باید تحقیق کنید تا از شرایط سیاسی آن دوران، علت وقوع آن و تاثیر آن بر زندگی سایر افراد مطلع شوید.
کتاب هنر خاطرهپردازی
خانم مری کار نویسنده کتاب «هنر خاطرهپردازی» یکی از کسانی است که در این زمینه حرف بسیاری برای گفتن دارد. به گفته مترجم کتاب، مری کار نویسندهای است که خودش سالها خاطره نوشته و بیش از سی سال است که ژانر را تدریس میکند. کتاب او یکی از بهترین انتخابها در این حوزه است چرا که محتوایی غنی دارد و با لحنی صمیمی و مبتنی بر تجربه خواننده را همراه خویش میسازد. افلیا فصیحی مترجم کتاب در پیشگفتار مینویسد:
«مری کار در این کتاب، با دقت و صداقت، به سراغ مرز بین حقیقت و واقعیت میرود و نشان میدهد که چطور میشود از دل تجربههای شخصی، چیزی عمیف و قابل درک برای دیگران ساخت. او درباره رابطهاش با خانواده و دوستان مینویسد، به بخشهای تاریک ذهنش سر میزند و از خواننده هم دعوت میکند با خودش صادق باشد. همزمان که عناصر مهم خاطرهنویسی را توضیح میدهد، درباره حافظه، هویت و تاثیر بازگشت به گذشته هم صحبت میکند. اگر زندگیتان پیچیده بوده، یا اگر هنوز هم در حال کشف بخشهایی از خودتان هستید، این کتاب میتواند با شما حرف بزند- چه نویسنده باشید، چه صرفاً علاقمند به خواندن زندگی دیگران.»
وقتی از خاطرهنویسی حرف میزنیم
کتاب هنر خاطرهپردازی از آن دست کتابهای تئوریک نیست که صرفاً راجع به نوشتن نظریهپردازی میکنند و اطلاعات خواننده را بالا میبرند. این کتاب را میتوانیم به نوعی کتاب کار یا تمرین عملی و کاربردی خاطرهنویسی محسوب کنیم. خواننده علاقمند به نوشتن میتواند پس از خواندن کتاب (و یا حتی در حین خواندن هر فصل) دست به کار شود و از زندگی و تجربه زیسته خود بنویسد. این مزیت کمی نیست.
مزیت دیگر کتاب این است که مترجم فارسی آن کاملاً آشنا به این حوزه است و چندین سال روی موضوع خاطرهنویسی پژوهش کرده است و مقالات متعددی درباره آن نوشته است. ترجمه کتاب روان و یکدست است و خواننده را همراه میسازد. کتاب در ۲۴ فصل سروسامان گرفته است و بعضی عناوین فصلها جالب و کنجکاویبرانگیز هستند: قراداد حقیقت میان نویسنده و خواننده، چرا نباید خاطره بنویسید؟، برخورد با عزیزان روی کاغذ و بیرون از آن، جاده جهنم با اغراق سنگفرش شده است! و غیره. در پایان کتاب فهرست کاملی از کتابهای مرتبط فارسی و انگلیسی برای مطالعه بیشتر آورده شده که برای علاقمندان غنیمتی است.
برای آشنایی با نثر و سبک این کتاب به فصل سوم اشاره میکنیم. این فصل با عنوان «چرا نباید خاطره بنویسید؟» به دلایل و انگیزههایی میپردازد که باید از آنها پرهیز کرد چرا که ممکن است خاطرهنویسی را به انحطاط بکشاند. فصل سوم با این پاراگراف آغاز میشود:
«اینکه بپرسید چگونه خاطره بنویسیم، کمی شبیه این است که بگویید: «واقعاً دلم میخواهد رابطه جنسی داشته باشم، از کجا شروع کنم؟» چیزی که یک نفر در مورد آن خیالپردازی میکند، ممکن است برای دیگری، کل آن تجربه عاشقانه را خراب کند. بستگی دارد که شما از درون و بیرون چگونه ساخته شددهاید: سطوح هورمونی، روانشناسی و حتی تاریخچه زیستهتان. یا مثل این است که بگویید: «میخواهم تغییر کنم، چه شکلی بشوم؟»
سپس نویسنده به دلایل سخت بودن خاطرهنویسی اشاره میکند و اینکه نباید در آن غرق شد. در ادامه ده دلیل میآورد برای اینکه اگر در چنین وضعیتی باشید نباید خاطرهنویسی را شروع کنید:
«اگر حافظه بدی دارید، آن را رها کنید. اگر از اتفاقاتی که درباره آن مینویسید کمتر از هفت یا هشت سال گذشته، ممکن است کار سختتر از چیزی باشد که فکر میکنید. همچنین اگر جوان هستید، ممکن است بخواهید صبر کنید. بیشتر ما قبل از سی و پنج سالگی هنوز مثل خاک رُس نرم هستیم. اگر خواستار انتقام هستید، وکیل بگیرید یا راهی برای تفریح با آن پیدا کنید…»
خواندن این کتاب را باید به همه علاقمندان ادبیات و نویسندگی پیشنهاد کرد. کتاب در ۳۳۴ صفحه توسط شرکت چاپ و نشر سنجاق در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است. در پشت جلد کتاب یک معرفی مختصر و مفید آمده که حق مطلب را ادا میکند:
«نوشتن خاطره، تنها بازگویی گذشته نیست؛ هنریست برای تبدیل تجربههای شخصی به روایتی زنده، صادقانه و ماندگار. مری کار، نویسنده و استاد سرشناس ادبیات، در هنر خاطرهپردازی با زبانی صمیمی و بیپرده از رموز نوشتن میگوید: از شیوههای بازآفرینی صحنهها و شخصیتها گرفته تا مواجهه با حقیقتهای تلخ زندگی. او در این مسیر هم به خاطرات خود رجوع میکند و هم به آثار بزرگان این ژانر، تا نشان دهد چگونه میتوان زندگی را در قالب ادبیاتی نافذ روایت کرد.
این کتاب راهنماییست برای هرکس که میخواهد با گذشتهاش از راه نوشتن ارتباطی معنادار پیدا کند؛ چه نویسندهای حرفهای باشد، چه کشی که فقط میخواهد قصههای زندگیش را درک کند یا آنها را برای آیندگان به یادگار بگذارد. هنر خاطرهپردازی، نه تنها فنون نوشتن را میآموزد، بلکه جسارت رویارویی با خویشتن را در دل خواننده بیدار میکند.»





یک دیدگاه در “خاطره خود زندگیست”
فکر نمی کردم همچین کتابی وجود داشته باشد