تصویری از نوجوان خشمگین و مجرم
دردسر ساز
نویسنده: بن میکائلسن
مترجم: پروین علی پور
ناشر: چشمه
سال چاپ: ۱۳۹۰شابک: ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۷۸۲۹
این مقاله را ۵ نفر پسندیده اند


برای صحبت کردن، یک «شیء» وجود دارد (در این داستان یک پر) که تنها فردی که آن را در دست دارد اجازه دارد حرف بزند و هیچ کس نمیتواند حرف دیگری را قطع کند. تصمیم نهایی نیز با توافق مجرم، قربانی و سیستم قضایی گرفته میشود. کول با یک نیزهی چوبی به خرس حمله میکند و در کمال ناباوری خرس او را نمیکشد؛ فقط مجروح و بیهوش میشود. مدتی بعد، خرس روح آرام به او نزدیک میشود و کول با لمس موهای سفیدش، از آرامش حیوان عمیقاً تحت تأثیر قرار میگیرد. خرس روح نماد مواجهه انسان با ترسها و در عین حال نیرویی شفابخش است و در فرهنگ بومیان، نماد قدرت، تطهیر، بخشش و دگرگونی به شمار میرود. تصویری از نوجوان خشمگین و مجرم
کول یک پسر پانزدهسالهٔ دبیرستانی است که سالهاست که برای فرو نشاندن خشم خود، رفتارهای پرخاشگرانه و واکنشهای تند نشان میدهد، البته هر بار هم به شدت تنبیه میشود! آخرین جرم او خیلی سنگین است. ماتیوز باید بین رفتن به زندان یا «دایره دادرسی» یکی را انتخاب کند. یا باید مدتی پشت میلههای زندان بماند یا یک سال را در جزیرهای دورافتاده، سپری کند.
«کول متیوز» در یک درگیری با «پیتر دریسکال» آسیبهای جبرانناپذیری به او وارد میکند. پیتر در اثر این حادثه دچار آسیب مغزی و مشکلات گفتاری میشود. شبها کابوس میبیند. یکی از پاهایش به شدت آسیب دیده و نمیتواند مثل قبل راه برود.
گاروی سرش را تکان داد و گفت: «ببین، اگر تو به فرض گربهی مرا بکشی، مسلماً پلیس جریمهات میکند و قال قضیه کنده میشود. اما تنفر ما از هم سر جایش میماند. چون من هنوز به خاطر گربهام ناراحتم و تو هنوز به خاطر پرداختن جریمه عصبانی هستی. توی «دایره دادرسی» تو یک پیمان بهبود امضا میکنی. مثلا موافقت میکنی که در پیدا کردن یک گربهی دیگر کمکم کنی و به عنوان بخشی از محکومیتت مراقبت از گربهی جدید را به عهده بگیری.»
دایرهٔ دادرسی یک روش قدیمی برای اصلاح رفتار است که قرنها در فرهنگهای بومی آمریکا کاربرد داشته است. در سالهای اخیر، سیستمهای قضایی مدرن آمریکا نیز توانستهاند این شیوه را به کار گیرند. این روش فقط با توافق مجرم و قربانی قابل اجراست؛ مجرم باید قبول کند و قربانی هم احساس راحتی داشته باشد. همه در یک دایره مینشینند تا بتوانند یکدیگر را ببینند و هیچ کس امتیاز ویژهای ندارد.
کول در ابتدا فکر میکند میتواند سیستم را گول بزند. او وانمود به پشیمانی میکند، در حالی که همچنان از خود مقاومت نشان میدهد. خواننده از لابلای گفت و گوهایش با افسر مراقب او، گاروی متوجه میشود که والدین کول چه رفتار بدی با او داشتهاند.
«پدر و مادرم تنها کاری که میکنند، مشروب خوردن است. ازم متنفرند. میدانی وقتی کسی هر روز صبح با این احساس بلند شود که آدم خوبی نیست، چه حالی پیدا میکند؟ پدرم آنقدر مشروب میخورد که هیولا میشود. مادرم هم مست میکند و وانمود میکند آب از آب تکان نخورده! زندگیام به یک خواب وحشتناک میماند که نمیتوان بیدار شوم. تو نمیدانی وقتی کسی را آنقدر میزنند، میزنند، میزنند که کرخت میشود و دیگر چیزی حس نمیکند، یعنی چی!»
وقتی کول پا به جزیره میگذارد، همچنان خشمگین است و تمایلی به تغییر در او دیده نمیشود. به محض اینکه ادوین و گاروی جزیره را ترک میکنند، کول آلونک و وسیلههایش را آتش میزند و با قصد فرار خودش را به دریا میسپارد، اما امواج او را به جزیره برمیگردانند. در روزهای بعد، چندین بار با خرس سفید «خرس روح» مواجه میشود و مصمم است آن را بکشد.
بن میکائلسن با روایت دانای کل، تصویری زنده از نوجوانی مجرم ارائه میدهد، ریشههای خشم او را واکاوی و جامعهای را نقد میکند که در آن خشم افراد به قربانی شدن دیگران میانجامد. نویسنده امیدوار است همه از پدر و مادر گرفته تا معلم، مشاور، روانشناس، قاضی، بازپرس و حتی خود مجرم با ژرفنگری و بازاندیشی، آگاهانه مسئولیت اعمال خود را بپذیرند.
کودکآزاری مسئلهای جهانی و جدی است که زندگی میلیونها کودک را تحت تأثیر قرار میدهد و میتواند پیامدهای طولانیمدت جسمی، عاطفی و روانی داشته باشد. انواع آن شامل آزار جسمی، آزار عاطفی، آزار جنسی و غفلت است. این آسیبها میتوانند مشکلات روانشناختی شدیدی ایجاد کنند، از جمله اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اضطراب، افسردگی و مشکلات رفتاری، که رشد و زندگی کودک را به شدت تحت تأثیر قرار میدهند.
یکی از مهمترین مضامین این کتاب، کودکآزاری و تأثیر عمیق آن بر روان و رفتار نوجوانان است. رفتار پرخاشگرانه کول، خشم سرکوبشده و واکنشهای تند او به خاطر والدینی است که با بیتوجهی، غفلت و اعتیاد به الکل، زندگی او را پر از ترس و ناکامی کردهاند.
کنترل خشم و فرآیند بهبود در داستان به شکل نمادین و عملی به تصویر کشیده میشود. خشم اگر کنترل نشود، میتواند به تخریب دیگران و خود فرد منجر شود. تغییر واقعی نیازمند شجاعت و بازاندیشی است.
بعد از اتفاقی که برای کول میافتد یک بار دیگر باید دایره دادرسی درباره وضعیت او تصمیمگیری کند. اعضای حلقه مخالفت میکنند و میگویند او شانس خود را از دست داده. اما با میانجیگری ادوین، مرد سالخوردهی آلاسکایی یک شانس دیگر به او میدهند.
در این فاصله پدر کول به اتهام کودک آزاری دستگیر میشود و مادرش مشروب را ترک میکند. همین موضوع به علاوه شرایط سختی که در چند روزی که زخمی و تنها در جزیره از سر گذرانده و تلاشاش برای بقا او را متواضع میکند و این بار مصمم است که تغییر کند.
با بازگشت به جزیره، خودش آلونک دیگری میسازد. ادوین مجموعهای از آیینها را به او میآموزد که فرایند بهبود را برای او آسانتر میکند. هر روز صبح باید در برکهای یخزده شنا کند. باید سنگی را هر روز از را تپهای بالا ببرد و پایین بیندازد و …
دردسرساز، داستان نوجوانی خشمگین و مجرم را روایت میکند که ریشههای پرخاشگری او در آزار و بیتوجهی والدینش نهفته است. این کتاب با ترجمه پروین علی پور مترجم توانای ادبیات کودک و نوجوان در اختیار خوانندگان قرار داده است.پیشنهاد مطالعه: من فرار نمیکنم، میروم!








