بیایید قصههای زندگی واقعی همدورههای مرا بخوانید
مجموعه داستانهای واقعی شامل هفت کتاب با نام گلها است، گل شقایق، گل یاس، گل آفتابگردان، گل آلاله، گل یخ، گل مریم، گل نیلوفر؛ که مهندس احمدرضا رسولی تالیف کرده و شامل داستانهای کوتاهی است که ممکن است برای هر کسی با سن و سال او (ایشان متولد 1334 هستند) که در شهر تهران یا حتی شاید سایر شهرهای بزرگتر ایران زیستهاند اتفاق افتاده باشد.
قصههایی از زندگی واقعی آدمهای واقعی که با کمی تفاوت حتی برای ما هم در سال 1404 میتوانست اتفاق افتاده باشد. سربازانی که به میدان نبرد میروند، کوهنوردانی که در بوران گم میشوند، عشقهایی که از دست میروند و …
زندگی مردمی در ایران در 200 سال اخیر که جریانهای مختلف مدرنیته وارد ایران شده و در حال دست و پنجه نرم کردن با زندگی پیچیده، چندلایه و سنتی ایرانیان بوده دارای قصههای زیادی است. در بین سطور بسیاری از این قصهها و خاطرات دادههای زیادی از نحوه زیست شخصی، خانوادگی و اجتماعی ایرانیان آشکار میشود. اینکه به چه میاندیشدند، چه چیزهایی برایشان اهمیت داشته است، چه چیزهایی ارزش تلقی میشدند و چه چیزهایی نامطلوب.
جریان تغییر در سبک زندگی، اندیشهها، هنجارها و… دانش خوبی به ما می دهد تا دریابیم اکنون در کجا ایستادهایم، چه قدرتهای نرمی داریم و نقاط قوت و ضعف جامعه ما چیست؟ در کجاها بیشتر کار کردهایم، کدام بخشها مغفول ماندهاند؟ پیچیدگی جامعه و افراد کجاها به حل مشکل کمک کرده و کجا مانع از حل مسئله شده است.
برای همه این موارد که به نظر وینش مهم بوده، ما از معرفی یا نقد و بررسی کتابهایی که روایتهای زیست ایرانیان 200 سال اخیر است، استقبال کردهایم. البته همه کتابها هم سنگ نیستند. برخی گزارشگونه هستند و ارزش تاریخی دارند، برخی تحلیلی و ارزش اجتماعی و البته بیشتر آنها روایتهای زیست شخصی هستند و تفکرات فردی. زمانی این افراد صاحبمنصبان و نخبگان هستند و بعضی وقتها هم مردم عادی؛ کشاورزان، عشایر، کاسبان، معلمان، روزنامهنگاران…
برخی قلمی فصیح و خوشخوان دارند، برخی نثری ناهموار. برخی سواد زیادی داشتهاند برخی سواد کمتری و اشتباهات زیادی در متن. اما باز یکی دیگر از نکات مهم در این باره تعداد زیاد متنهای تولید شده است. در واقع چیزی که این دوران ایران را حائز اهمیت میکند چندین شاخص است.
اول تغییرات و رخدادهای زیاد در طول این زمان کوتاه است (همان بلایی که مدرنیته بر سر همه جهان ازجمله ایران آورده است. البته مدرنیته همانند هر جریان دیگری نقاط مثبت و منفی خود را دارد). برای نمونه افرادی که طی 50 سال اخیر در ایران زیستهاند حجم زیادی رخداد منحصربهفرد تجربه کردهاند که در زمانهای قدیمتر این موارد را نه در یک نسل بلکه در چند نسل رخ میداد و سرعت رویدادها بسی کمتر بود.
نکته دوم تعداد زیاد افراد باسواد است. خوشبختانه تعداد کسانی که سواد خواندن و نوشتن طی این 200 سال در ایران داشتهاند به شکل معنیداری از نُرم جهانی بیشتر بوده و همچنین تعداد نفراتی که اقدام به نوشتن خاطرات خود کردهاند قابل توجه است.
و باز خوشبختانه این افراد فقط نخبگان جامعه نیستند بلکه افراد عادی بسیاری که حب و بغض یا منافع مستقیم از معادلات قدرت ندارند و نگاهی بیطرفتر و کلانتر دارند هم اقدام به نوشتن کردهاند و این مهم اطلاعات دسته اولی در اختیار میگذارد.
بعد از این مقدمه نسبتا طولانی به سراغ هفت مجموعه داستان آقای رسولی میرویم. برخی از داستانها کوتاه و برخی بلندتر هستند، نثر نسبتا قدیمی دارند که با نثر معمول نویسندگانی که امروز بیشتر میشناسیم متفاوت است. این مطلب اول کمی خواننده را پس میزند ولی بعدتر به آن عادت میکنید. داستانها باورپذیر و آشنا هستند ولی از جنس داستانهایی که کمتر کسی تعریفش میکند، همین باعث میشود کتابها را راحت و پشت سرهم بخوانید و در حین خواندن لبخندی کنار لبتان باشد یا جاهایی آهی از دلتان برآید.
انتخاب هفت گل برای عنوانهای کتابها از یک طرف لطیف و شاعرانه است ولی از طرف دیگر جلد کتاب و عنوانش از محتوای آن چیزی نمیگوید و همین شاید باعث شود افراد کمتری دست دراز کنند و کتاب را از قفسه کتابهای کتابفروشی بردارند. در واقع چیزی که نمیتوان به داستانهای کوتاه مجموعهها گفت صفت لطیف است. میتوان آنها را واقعی، عجیب، هیجانانگیز، آشنا و … خواند ولی فکر نکنم بشود لطیف نامید. از این رو جلد علیرغم زیبایی با محتوی کتاب بی تناسب است.
صفحهآرایی و فونت متنها زیبا و مناسب خواندن برای جوانان و سامندان است و این از نکات مهم در خوانده شدن کتاب است. اخیرا کتابهای زیادی بودهاند که من آنها را به علت ریز بودن کلمات نصفه رها کردهام. البته به علت گرانی کاغذ و … کتابها با فونت کوچک ارزانتر درمیآیند ولی این مطلب واقعا به خوانایی کتاب صدمه میزند.
خیلی بهتر میبود اگر در کتاب در مورد نویسنده “آقای احمدرضا رسولی” اطلاعاتی به خواننده داده میشد، مثلا به عنوان مقدمه در ابتدای کتاب. او کیست؟ انگیزهاش از نوشتن این مجموعه داستان چه بوده؟ پسزمینه تحصیلی، شغلی، خانوادگی و … چیست؟ انگیزه ناشر برای انتشار کتابهایی با پیرنگ داستانهای واقعی چیست؟ این داستانها را از چه منابعی یا چه کسانی جمع آوری کرده است؟ و البته آشنایی با مولفی پرکار مثل ایشان برای بسیاری جذاب میتواند باشد.
در انتها اشاره میکنم از این نویسنده کتابهای دیگری نیز منتشر شدهاند که آنها در قالب داستان کوتاه، بلند، سفرنامه و پژوهشی هستند. عنوان این کتابها عبارتند از:
سفرنامه آدمخواران
فرهنگ حافظ (لغتنامه فارسی و عربی)
آموزش فن بیان
ردیفهای فراموش شده
تهاجم آلمان به شوروی (خاطرات ناصر منظمفر از جنگ جهانی دووم)
خاطره داستانها
سفرنامه ارتفاعات شگفت انگیز هندوستان








