بسامد بالای مفهوم تشنگی در شعر سعدی
(با یادی از استاد مظاهر مصفا)
نویسنده: دکتر احمدرضا بهرامپور عمران
استاد شفیعی کدکنی، مقالهای بسیار خواندنی دارند با عنوان «سعدی در سلاسل جوانمردان». ایشان بر پایه اسنادی تاریخی و همچنین نشانههایی در شعر سعدی (بسامد بالای واژههای جوانمردی و فتوت) نتیجه گرفتند که شیخ در زمره جوانمردان و سقّایان بوده است. استنادات ایشان به شدّالازار جنید شیرازی، نفحاتالأنس جامی، فتوتنامه سلطانی («بخش سقّایان») واعظ کاشفی و نیز چندین فتوتنامه آهنگران است. استاد تأکید دارند که سقاگری سعدی نه از سر نیاز و ضرورتی مادی که بر پایه پایبندی به مرام و مسلکی بوده است.
در این مقاله همچنین اشاره شده درست در مقطعی که سعدی در بغداد بهسرمیبرده، خلیفه ناصرالدین خود از پشتیبانان اهل فتوت بوده و «سروال» جوانمردان میپوشیده؛ و حتی سروال پوشیدن «مُد» آن روزگار بوده است. نکته دیگر مقاله ایشان آن است که بر پایه کتاب الفتوه ابن معمار، میدانیم که سعد زنگی سخت به سقایهسازی همت گماشته بوده است.
استاد شفیعی با اشاره به بسامد بالای واژههای «تشنه» و «تشنگی» در آثار سعدی (52بار در غزلها) و مقایسه آن با بسامد اشارات حافظ به این واژهها (10بار) این تفاوت را معنادار میدانند. در بخشی از نوشته استاد آمده:
«غرض از تمام این حرفها آن است که روشن شود که سعدی نهتنها وارد در سلک اصحاب فتوت و جوانمردی بوده، و در فرقه سقّایان این طریق عضویت داشته است، بلکه غرض تعیین جایگاه او بود در سلسله پیران و مشایخ این طریق.»
یادآور میشویم استاد شفیعی، سفرهای طولانی سعدی و نقش احتمالی آنها را در گرایش او به ثبت آن تشنهکامیها در شعرش از یاد نبردهاند. (مجله «مطالعات عرفانی»، ش دوم، زمستان 1384، صص 5-16).
استاد زندهیاد مظاهر مصفا سال 1339 کلیات سعدی را با تنظیم فهرستهایی چندگانه و نیز فرهنگ واژگان منتشر کردند. این اثر در سالهای اخیر (1385) با بازنگریها و تغییراتی تجدید چاپ شده است. تاریخ مقدمه جدید استاد 1382 قید شده است. در مقدمه این چاپ، جز اشاراتی به زندگی سعدی، عقائد، و همچنین نکات زبانی شعرش، به «چند موضوع و مضمون رایج» در شعر او نیز اشاره شده است؛ ازجمله: جمالپرستی، بیخوابی، سوگند و … یکی از این موضوعات، «تشنگی» است.
از آنجا که میان بحث استاد مصفا و مقاله استاد شفیعی میتوان ارتباطی یافت، اشاره به آن ضروری است. استاد آوردهاند در کلیات سعدی، به کرّات و بهگونهای موثر از مفهوم تشنگی سخن رفته؛ این بسامد بالا را یا باید متأثر از مرگ ممدوح زیبا و جوان او، اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد زنگی دانست که میدانیم به مرض استسقا درگذشت و یا محصول مسافرتهای شبانروزی شیخ با کامی خشک و لبهایی تشنه در بادیههای گدازان. و در ابیات فراوانی که از «تشنه» و «دریا» و «سراب» و «سقا» نمونه آوردهاند، شواهدی از «استسقا» و «مستسقی» نیز دیده میشود؛ ازجمله:
نگویم که بر آب قادر نیاند
که بر شاطی نیل مستسقیاند
من از تو سیر نگردم که صاحباستسقا،
نه ممکن است که هرگز رسد به سیرابی
در این نمونهها، دوبیت نیز شاهد آمده که بر پایه جستجویی که شد، در رثای سعد بوبکر سروده شده و در آنها نیز از استسقا یاد شده:
گفتم مگر به وصل رهایی بُود به عشق
بیحاصل است خوردنِ مستسقی آب را
شربت از دست دلارام چه شیرین و چه تلخ
بده ای دوست که مستسقی از آن تشنهتر است
(متن کامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی، انتشارات روزنه، 1385، صص 88-84)
نتیجه آنکه توجه سعدی به مفهوم تشنگی و آب، دلایلی گوناگون دارد که بر پایه اشارات استادان مصفا و شفیعی کدکنی، این موارد از مهمترین آنهاست: سقّاگری شیخ، سفرهای درازآهنگ و پیاپی او و نیز دچار بیماری استسقا بودنِ ممدوح محبوبش.
منبع: کانال انجمن بوعلی سینا
پیشنهاد مطالعه: حافظ و سعدی با قلم شیرین ایرج پزشکزاد




