vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

بالاخره کدام رباعی‌ها از خیام است؟

خیلی از رباعی‌هایی که از خیام در ذهن داریم نه‌تنها از خیام نیست بلکه صاحب واقعی‌اش هم معلوم است. از اواخر قرن نوزدهم میلادی تا همین سال های اخیر ، عده‌ای سعی کرده‌اند رباعی‌های واقعی خیام را مشخص کنند، ولی شیوه‌ی کار خیلی از آن‌ها علمی نبوده‌. این پرونده به بیان ضرورت تحقیق علمی در شناخت رباعی‌های واقعی خیام می‌پردازد.

 

 

این مقاله را ۱۱ نفر پسندیده اند

 


سگ تو فوتبال
آگهی

بالاخره
کدام رباعی‌ها از خیام است؟

 

فرض کنید برگشته‌اید به خراسانِ نهصد‌وپنجاه سال پیش. زمانه‌ی سلجوقیان است و حکیم عمر خیام نیشابوری، فیلسوفِ بزرگ و ریاضی‌دانِ نامدار و منجم بی‌مانندِ دوران، را تقریباً همه می‌شناسند.

اگر به آنان بگویید که تا هشتصد یا نهصد سالِ دیگر، خیام نه‌فقط از همه‌ی دانشمندانِ طول تاریخ ایران بلکه از قدرتمندترین پادشاهان ایران باستان هم معروف‌تر خواهد شد، به‌حدی که در دورترین جاهای کره‌ی زمین مردمانی پیدا بشوند که از میان فارسی‌زبانان فقط اسم خیام را شنیده‌اند و اصلاً ایران را برای این می‌شناسند که وطن خیام است، ممکن است چند نفرشان حرفتان را باور کنند اما اگر توضیح بدهید که خیام را نه کارهای او در فلسفه و ریاضیات و نجوم بلکه فقط رباعی‌هایش قرار است معروف کند، احتمالاً همان‌ چند نفر هم در عقلتان شک می‌کنند.

برای درک اهمیت جایگاه علمی خیام، همین بس که بدانیم جرج سارتن، نویسنده‌ی معروف‌ترین کتاب در زمینه‌ی تاریخ علم، زمانه‌ی او را «عصر عمر خیام» نامیده است. در تمام دنیا تعداد کسانی که به حوزه‌ای تخصصی مثل «تاریخ علم» علاقه دارند خیلی کمتر از دوستداران شعر و ادبیات است. همین است که امروز خیامِ شاعر مشهور‌تر از خیامِ دانشمند است. عجیب آن است ‌که خیام شاعر، قبل از آن‌که ایرانی‌ها در یک قرنِ اخیر او را جزو شاعران بزرگ کشورشان بدانند، در جهان انگلیسی‌زبان و بعد هم در سایر کشورهای اروپایی مشهور شد.

 

احتمالاً نام ادوارد فیتزجرالد را شنیده‌اید، شاعر برجسته‌ی بریتانیایی که در چهل‌وچندسالگی زبانِ فارسی را پیش یکی از دوستانش یاد گرفت و کمی بعد با چند رباعی خیام آشنا شد. بقیه‌ی داستان را لابد شنیده‌اید. در سال 1859، فیتزجرالد ترجمه‌ای آزاد و موزون و جذاب از هفتادوچند رباعی خیام، به شعر انگلیسی، منتشر کرد. ترجمه‌اش چند سالی بی‌مشتری ماند، اما یکباره بسیار پرفروش شد. امروزه، این ترجمه‌ جزو متون کلاسیک ادبیات انگلیسی به‌حساب می‌آید، به‌حدی که تعابیری برگرفته از آن به گفتار و نوشتارِ انگلیسی‌زبانان وارد شده.

 

پرتره‌ی ادوارد فیتزجرالد
پرتره‌ی ادوارد فیتزجرالد

شهرت «رباعی‌های خیام فیتزجرالد»، که طبیعتاً فرق‌های قابل‌توجهی دارد با آنچه فارسی‌زبانان از رباعی‌های خیام می‌شناسند، باعث ترجمه‌‌های مکرر این رباعی‌ها (چه از روی ترجمه‌ی انگلیسی و چه از متن فارسی) به خیلی از زبان‌ها شد. در خیلی کشورها، ترجمه‌ی رباعی‌های خیام حتی از معروف‌ترین شعرها و نوشته‌های متعلق به زبان آن کشور هم پرخواننده‌تر است.

از همان اواخر قرن نوزدهم میلادی، تحقیق درباره‌ی رباعی‌های خیام و منابع آن‌ها هم در دنیا آغاز شد. موضوع فقط این نبود که ترجمه‌ی فیتزجرالد چقدر به متن اصلی وفادار بوده، بلکه این هم بود که اصلاً کدام متنِ اصلی؟ عمده‌ی رباعی‌ها را فیتزجرالد از روی نسخه‌ای خطی ترجمه کرده بود که در سال 865 هجری کتابت شده و 158 رباعی در آن هست. این نسخه هنوز هم قدیمی‌ترین «مجموعه»ی شناخته‌شده از رباعی‌های خیام است، ولی تاریخ نگارش آن حدود 350 سال با زمانه‌ی خیام فاصله دارد.

 

همین‌که تا 350 سال هیچ «مجموعه»ای از شعرهای خیام تدوین نشده (یا اگر شده، از بین رفته و به روزگار ما نرسیده) عجیب است، اما چیزهای عجیب‌تری هم هست: تا نزدیک به یک قرن پس از مرگ خیام (یعنی تا حدود سال 625 هجری) فقط 4 رباعی از او در نوشته‌های دیگران نقل شده، عمدتاً هم برای انتقاد، یعنی ببینید جناب خیام، با وجود فضل و دانش، چه «گمراه» بوده که از این چیزها می‌گفته. درطول یک قرنِ بعدی، حدود 100 رباعی به آن تعداد اضافه شده ولی هنوز مجموعه‌ی مستقلی از رباعی‌های خیام وجود نداشته.

 

خلاصه، تا اوایل قرن نهم 156 رباعی در جاهای مختلف به خیام نسبت داده‌اند، ولی مشکل این است که 127 تا از این 156 تا (یعنی بیش از 80 درصدشان) فقط در یک مأخذ آمده و کمتر از 20 درصد رباعی‌ها، به‌اصطلاح، «متواتر» بوده و در دو یا چند متن مختلف به خیام منسوب شده است. عجیب‌تر آن‌که در کمتر از 30 سال، این 156 رباعی به بیش از 550 رباعی و تا چند قرن بعد به 1000 و بیش از آن هم رسیده است.

خیلی پیچیده شد؟ پیچیده‌تر می‌شود اگر بدانیم اتفاقاً خیلی از رباعی‌هایی که از «خیام» در ذهن داریم و هنرمندانی هم آن‌ها را دکلمه کرده یا به‌آواز خوانده‌اند نه‌تنها از خیام نیست بلکه صاحب واقعی‌اش هم معلوم است: «دانی ز جهان چه طرف بربستم، هیچ…» از خاقانی شروانی است. «افسوس که بی‌فایده فرسوده شدیم…» و «چون عهده نمی‌کند کسی فردا را…» از عطار نیشابوری است. «برخیز و مخور غم جهان گذران…» را هم کمال‌الدین اسماعیل اصفهانی گفته.

 

از این‌ سه شاعرِ مشهور، برخلاف خیام که تا صد سال بعد از مرگش اصلاً حرفِ شعر گفتنش نیست، کلی نسخه‌ی خطیِ نزدیک به روزگارشان مانده و این رباعی‌ها در آن‌ها هست، یعنی دویست سالی قبل از آن‌که سر از مجموعه‌های خیام دربیاورد در دیوان‌های این شاعران بوده، ولی باز هم به‌نام خیام معروف شده. دیگر عجیب نیست که رباعی‌های خوبی از شاعران گمنام‌تر مثل فخرالدین مبارک‌شاهِ مَرورودی («تا دست به اتفاق بر هم نزنیم…») یا روزبهانِ بَقلیِ شیرازی («هنگام سپیده‌دم خروسِ سحری…») یا ناصر بخارایی («اسرار ازل را نه تو دانی و نه من») را هم در قرن نهم به خیام نسبت داده باشند.

 

به‌قول سعید نفیسی، «هرجا که رباعیاتی یافته‌اند در بی‌ثباتی جهان و گذرندگی عمر و دعوت به شادمانی و باده‌گساری و غنیمت شمردن این جهان و امثال این مضامین آن را جزو اشعار خیام آورده‌اند.» نفیسی این‌ها را 95 سال پیش نوشته، در شهریور 1310. از همان وقت‌ها و حتی سال‌ها قبل‌تر عده‌ای سعی کرده‌اند رباعی‌های واقعیِ خیام را مشخص کنند، ولی شیوه‌ی کار خیلی از آن‌ها علمی نبوده، یعنی سلیقه‌ و پیش‌فرض‌ خودشان را هم در انتخاب دخالت داده‌اند.

 

تحقیق در این‌باره باید براساس معیارهای کاملاً دقیق و علمی باشد، یعنی قبل‌ از آن‌که بگوییم فلان رباعی مطابق «سبکِ خیام» هست یا نه، باید تعریف روشنی از «سبکِ خیام» داشته باشیم. لازمه‌ی شناختنِ سبک هم بررسی دقیق متن اصلی است. کدام متن اصلی؟ پس اول باید متنی برپایه‌ی قدیم‌ترین نسخه‌های معتبر فراهم کرد. با توجه به آماری که از سه یا چهار برابر شدنِ رباعی‌های منسوب به خیام در اوایل تا اواسط قرن نهم خواندید، واضح است که منابع جدیدتر از اوایل قرن نهم را باید کنار گذاشت.

 

این همان کاری است که سید علی میرافضلی کرده، پژوهشگری که بیش از 30 سال است درباره‌ی رباعی و به‌ویژه رباعی‌های خیام تحقیق می‌کند و مقاله‌های زیادی در این‌باره نوشته. چند کتاب هم دارد که می‌خواهم یکی از آن‌ها را به خوانندگانی که علاقه‌مندِ این موضوع شده‌اند معرفی کنم: رباعیات خیام و خیامانه‌های پارسی، کتابی که بیش از 500 صفحه دارد، ولی مقدمات زائد و حرف اضافی و تکرار مکررات در آن نیست.

 

خیام

 

کتاب در دو بخش اصلی تنظیم شده. در «دفتر اول: رباعیات خیام»، بعد از مقدمه‌ای مفید و خواندنی درباره‌ی خیام و زمانه و کارهایش، میرافضلی 32 متن قدیمی (از اوایل قرن هفتم تا اوایل قرن نهم)، اعم از نظم و نثر، را معرفی کرده که در آن‌ها یک یا چند رباعیِ منسوب به خیام (چه به نام او چه بدون نام شاعر) آمده. این‌ها همان 156 رباعی‌ هستند که بالاتر درباره‌شان خواندید. هرکدام را نویسنده با 3 معیار کاملاً علمی و فنی بررسی کرده و مجموعاً 20 رباعی را، که با هر 3 معیار تأیید شده، رباعی‌های مسلّم و قطعیِ خیام دانسته است.

 

سپس، 49 رباعی دیگر را (که با 2 معیار از 3 معیار تأیید می‌شود) رباعی‌های محتمَل معرفی کرده. این‌ها ممکن است از خیام باشد ولی قطعیتِ انتساب آن‌ها دلایل محکم‌تری می‌خواهد. می‌مانَد 87 رباعیِ دیگر. از این تعداد، 10 رباعی را میرافضلی «آشکارا با منظومه‌ی فکری و زبانیِ خیام بیگانه» می‌داند. فرقِ کار او با برخی محققان پیشین در این است که اولاً فقط 10 رباعی از 156 رباعی را با چنین معیاری رد کرده و ثانیاً قبلش «منظومه‌ی فکری و زبانی» را به‌دقت تعریف کرده است.

 

حالا 77 رباعی داریم که سرایندگان 26 تا از آن‌ها هم براساس نسخه‌های معتبر پیدا می‌شوند. انتساب 51 رباعی باقی‌مانده به خیام هم از نظر میرافضلی مردود است. در «دفتر دوم: منتخبِ خیامانه‌های پارسی»، میرافضلی 58 رباعیِ «خیامانه» را انتخاب کرده که سروده‌ی شاعران قرن‌های پنجم تا هفتم است، یعنی از یک قرن قبل تا یک قرن بعد از خیام.

 

در میان آن‌ها، هم رباعی‌های آشنا می‌بینید و هم ناآشناهایی که همه به خواندن می‌ارزد. حُسن کار میرافضلی در این است که هر رباعی را در یک صفحه‌ی مستقل آورده و زیر آن هم مأخذ یا مآخذ دقیق آن را نشان داده، یعنی مشخص کرده که آن رباعی در کدام صفحه از کدام متنِ چاپ‌شده یا کدام برگ از کدام نسخه‌ی خطی (با تاریخ نگارش نسخه) به نام کدام شاعر نقل شده است. نمایه‌ی خوبی برای یافتنِ سریع تمام رباعی‌های کتاب و واژه‌نامه‌ی مختصر و مفیدی از برخی تعبیرهای ویژه‌ی این رباعی‌ها هم در پایان کتاب آمده است.

 

رباعیات خیام و خیامانه‌های پارسی نمونه‌ی خوبی از آن‌دست کتاب‌های تحقیقی است که هم به کار متخصصان می‌آید هم عموم خوانندگان علاقه‌مند می‌توانند از آن بهره بگیرند، چون به زبانی ساده و روشن و به قلم پژوهشگری خوش‌ذوق فراهم شده. کتاب را انتشارات سخن در سال 1399 منتشر کرده و به چاپ‌های بعدی هم رسیده اما هنوز جایگاهی را که حق آن است پیدا نکرده.

 

بیشترِ چاپ‌های «نفیس» رباعیات خیام، با کاغذ گلاسه و مینیاتورهای رنگارنگ و قاب و قطع بزرگ و البته قیمت‌های سرسام‌آور، رباعی‌هایی دارند که قطعاً از خیام نیست. برای کسانی که متن معتبر و علمی بخواهند، البته رباعیات خیام و خیامانه‌های پارسی انتخاب بهتری است، ولی اگر نظر مرا بخواهید برای هدیه دادن به عموم مخاطبان هم می‌شود این کتاب را به آن «نفیس»ها ترجیح داد. نه آن‌قدر کوچک و ارزان است که به چشم نیاید، نه آن‌قدر بزرگ که جایش فقط در قفسه باشد و کسی هوس خواندن و ورق زدنش را نکند.

 

دست‌کم برای هم‌وطنان و هم‌زبانانِ خیام، خوب نیست که از حاصل به‌روزترین و علمی‌ترین پژوهش‌ها درباره‌ی متن اصیل رباعی‌های او بی‌بهره باشند. البته، بد نیست که نویسنده و ناشرش هم به‌فکر چاپ نسخه‌ای مختصر از این کتاب (شامل رباعی‌های اصیل و محتمَل و خلاصه‌ای به‌ زبان ساده‌ از بخش‌های دیگرِ کتاب) با حجم کمتر و قیمت بسیار ارزان‌تر برای عموم مخاطبان باشند.

 

 

در ادامه‌ی این پرونده نگاهی داریم به مقالاتی که پیش از این دوستان ما در وینش در ارتباط با خیام آماده کرده‌اند. 

 

یکی از کتاب‌های پژوهشی ارزشمندی که به به صورت جزء به جزء به مهمترین مباحث زندگی و زمانه و آثار و احوال و آرای حکیم عمر خیام پرداخته، کتاب «حکیم عمر خیّام و رباعیات: پژوهشی درباره عمر خیام، معنای رباعی‌ها و ترجمه فیتز جرالد» نوشته‌ی زنده‌یاد کاظم برگ نیسی است. حسام فروزان نگاهی داشته به این کتاب.

 
 
 
 بحث بر سر شاعر یا عالم بودن خیام بسیار است اما برخی معتقدند فراز و فرود زندگی خیام می‌تواند دستمایه‌ی روایت‌های داستانی جذاب و شورانگیزی باشد. کریم فیضی دراین‌باره نوشته است. 
 
اینکه موافق داستان‌های تاریخی با چاشنی تخیل درباره‌ی خیام و دیگران باشید یا نه با شماست، اما برخی حتی در آن سوی مرزها دست‌به‌کار شده‌اند و از فراز و فرود زندگی خیام قصه‌ها ساخته‌اند. کتاب «سمرقند» اثر «امین معلوف»، نویسنده فرانسوی لبنانی‌تبار، داستانی تاریخی و کمابیش خیالی است که به دو دوره‌ی زمانی مهم از تاریخ ایران می‌پردازد. بهانه‌ی روایت این دو دوره، «دست‌نوشته‌ی» رباعیات حکیم عمر خیام نیشابوری است. در زیر نوشته‌های آنی خاچکیان و ماریه رحیمی را درباره‌ی این کتاب بخوانید.
 
 
 
 
#خیام

سگ تو فوتبال
آگهی

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

2 دیدگاه در “بالاخره کدام رباعی‌ها از خیام است؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *