وینش

اون شب که برف اومد

اسم شب سیاهکل

اون شب که برف اومد

تهیه این کتاب

وقتی واقعه‌­ای حالت نمادین به خودش می­‌گیرد همیشه این خطر وجود دارد که از محتوایِ تاریخی خالی شود و افراد به جای جستجوی حقیقت و تلاش برای روایت بی‌­حب و بغض در پی آمال و آرزو­های خود دست به تعبیر و تفسیر بزنند. این گونه است که از امیر پرویز پویانِ جوان گاه به معلم کبیر خلق‌­ها و گاه به چریکِ تروریست یاد می‌­شود. واقعیت این است که در پی هر کدام از این تعابیر نویسنده دارد افکار، عقاید و آمال خود را با بسته‌بندی پویان به خواننده ارائه می‌­دهد.

اسم شب سیاهکل (جنبش چریک های فدایی خلق از آغاز تا اسفند 1349)

نویسنده کتاب: انوش صالحی

ناشر: نگاه

نوبت چاپ: ۴ سال چاپ: ۱۳۹۸

تعداد صفحات: ۴۴۶

امین سبحانی

امین سبحانی

امین سبحانی

امین سبحانی

وقتی واقعه‌­ای حالت نمادین به خودش می­‌گیرد همیشه این خطر وجود دارد که از محتوایِ تاریخی خالی شود و افراد به جای جستجوی حقیقت و تلاش برای روایت بی‌­حب و بغض در پی آمال و آرزو­های خود دست به تعبیر و تفسیر بزنند. این گونه است که از امیر پرویز پویانِ جوان گاه به معلم کبیر خلق‌­ها و گاه به چریکِ تروریست یاد می‌­شود. واقعیت این است که در پی هر کدام از این تعابیر نویسنده دارد افکار، عقاید و آمال خود را با بسته‌بندی پویان به خواننده ارائه می‌­دهد.

اسم شب سیاهکل (جنبش چریک های فدایی خلق از آغاز تا اسفند 1349)

نویسنده کتاب: انوش صالحی

ناشر: نگاه

نوبت چاپ: ۴ سال چاپ: ۱۳۹۸

تعداد صفحات: ۴۴۶

تهیه این کتاب

خون خاصیت عجیبی دارد. خون که بریزد قضاوت‌ها حدی می‌شوند و راه‌های ارتباطی مسدود. خون که بریزد آدم‌ها دو دسته می‌شوند. خونریز و شهید. شر و خیر. مظهر همه بدی‌ها و مظهر همه خوبی‌ها. خون که بریزد افسانه می‌­آید، جای واقعیت. غرض و مرض جایگزین عقل و منطق می‌شود.

واقعه خونین سیاهکل به نماد مبارزه مسلحانه در تاریخ معاصر ایران تبدیل شده است. اگر­چه دو سازمان چریکی فداییان و مجاهدین در سال‌های بعد ده‌ها عملیات مسلحانه دیگر را برنامه‌­ریزی و اجرا کردند اما هیچ‌­کدام از آن‌ها نتوانست همچون عملیات حمله به پاسگاه سیاهکل در نوزدهم بهمن سال چهل و نه در خاطره ایرانیان جاگیر شود، به طوری که کمتر کسی را می‌­توان یافت که اندک آشنایی با مبارزات مسلحانه دهه پنجاه شمسی ایران داشته باشد و نام سیاهکل به گوشش نخورده باشد. از طرف دیگر وارثان فکری و سیاسی سازمان فداییان خلق ایران که مجری عملیات مزبور علیه رژیم پهلوی بودند، چند سال بعد علی رغم فروپاشی حکومتِ دشمن‌شان در نبرد قدرت بازی را باختند و نتوانستند هیچ سهمی از قدرت را به دست آورند. توجه به این دو نکته می‌­­­­­تواند تا حدودی پیچیدگی‌های فرامتنی‌­­­ای را که پیش روی هر روایتی از سیاهکل است مشخص کند.

وقتی واقعه‌­ای حالت نمادین به خودش می­‌گیرد همیشه این خطر وجود دارد که از محتوایِ تاریخی خالی شود و افراد به جای جستجوی حقیقت و تلاش برای روایت بی‌­حب و بغض در پی آمال و آرزو­های خود دست به تعبیر و تفسیر بزنند. این گونه است که از امیر پرویز پویانِ جوان گاه به معلم کبیر خلق‌­ها و گاه به چریکِ تروریست یاد می‌­شود. واقعیت این است که در پی هر کدام از این تعابیر نویسنده دارد افکار، عقاید و آمال خود را با بسته‌بندی پویان به خواننده ارائه می‌­دهد و خبر چندانی از پویان نیست! به مرور زمان آوار این گونه تعابیر و تفاسیر چنان بر سر وقایع می‌­ریزد که دیگر نمی‌توان چهره انسانی بازیگران را شناخت. پویان و اشرف و جزنی و ضیاءظریفی در گرد و غبار آوار گم می‌شوند و رفیق کبیر و رفیق سرخ و معلم کبیر خلق‌ها و تروریست خشن و گانگسترِ شیفته ­سلاح و بی‌­سواد خودشیفته سر برمی‌آورند. شخصیت‌هایی که فارغ از نحوه ارزش‌گذاری عملکردهای‌شان زمینی نیستند. گویی از عالم دیگری چند صباحی به کره ارض و جغرافیای سرزمین ما هبوط کرده‌­اند و دوباره عروج نمودند. تاریخ بشر نشان داده که هر هبوط و عروجی نهایتاً دکان دو نبشی خواهد شد که عده‌­ای در نبش موافقت و عده‌­ای دیگر در نبش مخالفت بساط می‌کنند. کافی است چند صباحی بگذرد تا دکانداران دریابند که سودشان دیگر نه در بساط خودشان که در برهم زدن بساط نبش مقابل است. اینجاست که فریادها بلند می‌­شوند که ایها الناس مراقب باشید که جنس بنجل را به جای اصل قالب‌تان نکنند و اگر خواستار حقیقتید آن را فقط در بساط ما می‌­یابید و الناس، گیج و مبهوت در میانه تبادل اتهام و فحش و ناسزا درمی‌مانند که حق با کیست؟! و حقیقت کدام است؟! غافل از این‌که آن‌چه در این میان جایی ندارد حقیقت است و قربانی اصلی این کارزار، تاریخ است.

انوش صالحی که پیش از این با کتاب مصطفی شعاعیان و رومانتیسم انقلابی به روایت بخشی از جریان مبارزه مسلحانه چپ در دهه چهل و پنجاه شمسی از طریق پرتره مصطفی شعاعیان، از چهره‌های شاخص جریان چپ ایرانی، پرداخته بود، همان طور که در مقدمه کتاب آخرش اسم شب،سیاهکل می‌­گوید در مخالفت با رویکرد گفته شده، به سراغ آباء سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران رفته است و سعی کرده با استفاده از اسناد و دور از حب و بغض روایت‌گر این بخش از تاریخ معاصر ایران باشد. به گمان من موفق هم شده است و خواننده ضمن آشنایی با روند حوادث،تصویری که از بازیگران اصلی به دست می‌­آورد تصویری است زمینی. آدم‌هایی مثل من و شما. آرمان­‌خواهانی که پای‌شان رو زمین است و از شرایط محیطی مانند هر انسان دیگری متأثر می‌­شوند. مثل هر آدم دیگری ملغمه­‌ای هستند از عقل و احساس. شجاعانه برای فردایی بهتر جان‌شان را در کف دست‌شان گرفته‌­اند اما این دلیل نمی‌­شود که اشتباه نکنند یا درگیر رقابت‌­های پنهان با یکدیگر نباشند.

  کتاب از میتینگ جبهه ملی در میدان جلالیه (پارک لاله فعلی) در اردیبهشت سال چهل شروع شده و با پیگیری تحولات تاریخی تا فروردین سال پنجاه روایت‌گر چگونگی شکل‌­گیری سازمان فداییان خلق ایران است. سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران پس از واقعه سیاهکل و با اتحاد دو گروه جزنی-ضیاء ظریفی و پویان-احمدزاده در سال پنجاه شمسی اعلام موجودیت کرد، تاریخی که در آن کتاب پایان می‌یابد. آن طور که نویسنده در مقدمه کتاب آورده، تحقیقِ حاضر جلد دومی به نام «چریک شهری» خواهد داشت که بر عملکرد فداییان در دهه پنجاه متمرکز خواهد بود.

کتاب سه بخش و شانزده فصل دارد. در بخش اول که عنوان عصر حسرت را بر خود دارد، نویسنده در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه فضای مبارزات سیاسی به سوی مبارزه خشونت آمیز و مسلحانه سوق پیدا کرد. صالحی پس از بررسی فضای سیاسی آن دوران این گونه نتیجه‌­گیری می‌­کند که «نگاهی به تحولات سیاسی دهه چهل نشان می‌­دهد که جبهه ملی دوم [و البته سایر نیروهای سیاسی] موفق نشد فضای سیاسی جامعه را همانند دهه سی عمومی کند و اگر دانشجویان از فعالیت‌های جبهه کنار می‌­رفتند این جبهه از کمترین اقبال عمومی برخوردار بود. بنابراین حاکمیت با درک این مساله توانست جنبش دانشجویی را با سرکوب و ترویج رادیکالیسم از جبهه ملی دور کند.» در واقع بی‌­برنامه بودن نیروهای مخالف سیاسی و عدم توانایی آن‌ها در عمومیت‌­بخشی به فعالیت‌های سیاسی از یک طرف و پیش ­گرفتن سیاست سرکوب از سوی حاکمیت از طرف دیگر منجر به این شد که بخشی از جنبش دانشجویی از فعالیت سیاسی کناره بگیرند و بخش دیگری به فعالیت‌های زیرزمینی و مسلحانه روی بیاورند.

در بخش دوم با عنوان بیم و امید،­ نویسنده به بررسی این فعالیت‌ها می‌­پردازد و نشان می‌­دهد که چگونه بخشی از هسته‌­های مختلف دانشجویی توانستند همدیگر را بیابند و روند شکل­‌گیری نظری و عملی جنبش مسلحانه را در ایران آغاز کنند و در سایه فضای سمپاتیک جهانی نسبت به تحولات کوبا و مقتضیات داخلی، تفاسیر خود از شرایط کشور و نقشه راه اقدامات لازم برای تغییر را مهیا کنند.

و در نهایت در بخش سوم، جنگل و شهر، تمرکز نویسنده بر روایت واقعه سیاهکل است. صالحی سعی می‌­کند در این بخش از کتاب با ارائه هر چه بیشتر جزئیات تا حد امکان تصویر دقیقی از چریک‌ها، روستاییان، ساواک و ارتش در اختیار خوانندگان قرار دهد و در عین حال موفق می‌شود حال و هوای منطقه سیاهکل، لاهیجان و روستاهای اطراف را که ملغمه­‌ای از بهت، ترس، سردرگمی، شگفتی و التهاب بوده را به زیبایی بازسازی کند:

«…‌‌‌­­­­­ غروب نوزده بهمن من در کافه نادری نشسته‌­ام. یک نفر می­‌آید و می‌­گوید در سیا­­­­هکل اتفاقی افتاده است. کم‌­کم فضای شهر با ورود نیروهای نظامی ملتهب می‌­شود­­.. ­دو­­ گروهان ویژه آوردند از ساواکی‌ها. چون ما ملتهب بودیم همه­ را ملتهب می‌­دیدیم و یا چنین چیزی واقعاً وجود داشت. ­­با آغاز دستگیری‌ها حدود سی خانواده در لاهیجان درگیر شده بودند. ­دستگیرشدگان از بچه‌های نخبه شهر بودند و خیلی‌­ها آ‌ن‌ها را می‌­شناختند. به همین دلیل بازتاب سیاسی‌­اش در لاهیجان بیشتر از خود سیاهکل بود. بالاتر از سیا­­­‌هکل که اصلاً زندگی عشیره‌­ای جریان داشت. کلاً هشت­-­­­نه روز همز­­­­­مان با د­رگیری بچه‌­ها فضای شهر نیز ملتهب بود. آن روزها یادم است که طبیعت نیز ­­­با بچه‌ها سر ناسازگاری پیدا کرده بود. از شب بیستم بهمن برف سنگینی آمد و تا چند روز ادامه پیدا کرد این می‌­توانست به نفع بچه‌­ها هم باشد ولی کسی می­‌توانست از وضعیت آب و هوایی سود ببرد که امکانات بیشتری داشت. روزی که دو نفر همان‌­جا در جنگل کشته شدند باز ما عصر جلو کافه نادری بودیم. یکی از بچه‌ها که با من در دوره سربازی هم خدمت بود با چشم گریان آمد و گفت که دو تا جنازه آورده‌­اند.. صفحه ۳۹۰»

انتشارات نگاه طرح جلد زیبایی برای کتاب تهیه کرده است که از امتیازات کتاب بوده و علی­رغم سادگی‌­اش، چشم نواز است و توجه هر خریداری را در کتاب فروشی به خودش جلب می‌کند. اگرچه کتاب ظرف دو سال به چاپ چهارم رسیده است، اما هنوز از برخی کاستی­‌های چاپ اول رنج می‌برد. کاستی­‌هایی که با یک نمونه‌­خوانی ساده می‌­توانست به راحتی برطرف شوند. به عنوان نمونه در کتاب تاریخ میتینگ میدان جلالیه روز چهارشنبه، بیست هشتم شهریور ذکر شده در حالی که در جای­‌جای کتاب به روزنامه‌های چاپ روز شنبه سی‌ام شهریور همان سال ارجاع داده شده است. منطقی است که یکی از این تاریخ‌ها اشتباه است و با یک جستجوی ساده می­‌توان دریافت میتینگ جلالیه در روز پنج شنبه، بیست و هشتم شهریور برگزار شده و نه چهارشنبه یا این که متاسفانه به روال بسیاری از کتا‌‌ب‌های چاپ شده در سا‌ل‌های اخیر، کتاب از اشتباهات تایپی رنج می‌برد و بدتر اینکه غلط املایی هم در آن یافت می‌شود. گرچه چنین بی‌مبالاتی‌­هایی می‌تواند با صرفه‌جویی در حق‌الزحمه ویراستار و نمونه‌­خوان، از هزینه‌­های نشر بکاهد اما به مرور باعث خدشه­‌دار شدن اعتبار انتشارات هم خواهد شد. به گمانم برای کاهش هزینه­‌ها باید به فکر راه‌های دیگری بود.

 

  ۱۳ ۱۱

یک دیدگاه در نوشته “اون شب که برف اومد

  1. ایرج سبحانی گفت:

    کتاب را نخوانده ام و معرفی شما این نتیجه را داشت تا وبا وجود اینکه این دوره را از بچه گی پیگیری میکنم علاقه مند شوم نگاه دیگری را بشناسم. داستان چرایی اتخاذ این راه حل همه ماجرا نیست. نه اینکه دنیای مبارزین برای آزادی از اقبالی که به مبارزات کوبا میشد امتیاز برداری کرد که چرایی انتخاب “اسلام سیاسی” به مثابه راه مقابله با دیکتاتوری شاه نیز انتخاب پسندیده ای نبود. با گذشت این همه سال و با مشاهده امروز وضعیت وطن بیشتر یقیین پیدا میکنم که نارسایی در ” می در ساغر” انداختن و “شکافتن سقف جهان” گشودن نبوده بلکه ناتوانی در “طراحی نو” بوده که این خود نیاز به دانش، استمرار ، تخمل غیر خودو کوشایی دارد. جمع هر سه برای ما ایرانی ها کمی دشوار است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *